سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

25 آذر 1396 27/03/1439 2017 Dec 16

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1122
تـعداد كل مقالات : 1908
تـعداد اعضاء سايت: 557
بازدید کـل سايت: 3384232
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 12   تعداد بازدید: 6597 تاریخ اضافه: 2011-04-05

نبرد تور (بلاط الشهداء) و توقف گسترش اسلام در اروپا

بیش از ۱۲۰۰ سال پیش واقعه ای در اروپا اتفاق افتاد که بیشترین تاثیر را در تاریخ اسلام و مسیحیت نهاد. اسلام قدرتی بود که تازه در جهان آن روز ظهور کرده بود. بعد از فتح ایران و روم و سقوط این دولت های نیرومند توسط امپراتوری جدید اسلامی، دسته ای از مسلمانان با کمک بربرها (که تازه به اسلام گرویده بودند) از شمال آفریقا عزم فتح اروپا را نمودند.

پیروزی این دسته کوچک از سربازان مسلمان به حدی سریع و شگفت آور بود که اروپا را در بهت فرو برد و اگر در نبرد «تور» مسلمانان بر امپراتوری فرانسه فائق می آمدند، فتح سراسر اروپا امری ممکن و نه چندان مشکل بود.

این حادثه بزرگ جنگ تور یا پواتو نام دارد که میان سربازان اسلام و فرانسویان در دشت های فرانسه و کرانه های رودخانه لوار(loire)  در اکتبر سال ۷۳۲م رخ داد.

امروزه با اینکه بیش از ۱۲۰۰ سال از واقعه «سرزمین شهیدان اسلام» در فرانسه گذشته و مسیر تاریخ به کلی دگرگون شده و بیش از پنج قرن است که آخرین آثار تمدن اسلام در جنوب اروپا و اسپانیا از میان رفته است، با این حال یاد «سرزمین شهیدان» هنوز هم در غرب زنده است و آثار تاریخی آن از دیدگاه مورخین غربی مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد.

پیشروی مسلمانان در فرانسه در حقیقت دنباله فتوحات آنها در اسپانیا محسوب می شود. زیرا با هجوم مسلمانان در سال ۷۱۱م به اسپانیا، حکومت «وزیگت ها» در این کشور ساقط شد و دو سردار بزرگ اسلام به نام های «طارق بن زیاد» و «موسی بن نصیر» سراسر اسپانیا را فتح کرده و این کشور را به یکی از استان های امپراتوری اسلامی تبدیل نمودند.

هنوز بیست سال از فتح اسپانیا نگذشته بود که مسلمانان توانستند ایالات جنوبی فرانسه را تصرف کنند و بر دشت های اطراف رود «رن» دست یابند و در قلب فرانسه تا نقاط دوردستی پیش بروند، تا آنجا که خطر پیشروی مسلمانان در اروپا نه تنها فرانسویان، بلکه کل اروپا را دچار ترس و وحشت کرد.

اولین برخورد مسلمانان با فرانسویان به جنگ «تولوز» باز می گردد. این جنگ در سال ۱۰۲ هجری رخ داد که در آن سربازان «سمح بن مالک خولانی» با «فرانک ها» درگیر شدند، و در این جنگ سمح بن مالک کشته شد و با شهادت تعداد زیادی از فرماندهان سپاه اسلام، مسلمانان مجبور به عقب نشینی شدند.

بعد از جنگ تولوز، مسلمانان فرصت واکنش سریع را به این شکست نیافتند، زیرا تا مدت ده سال اسپانیای اسلامی سرگرم جنگ های داخلی میان قبایل مختلف غرب و بربر بود. تا اینکه در سال ۱۱۳ هجری عبدالرحمن بن عبد الله غافقی به فرمانروایی کل اسپانیا منصوب شد.

عبد الرحمن بن عبد الله غافقی مردی دلیر و پرهیزکار بود و از شاگردان اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) یعنی تابعین محسوب می شد. او افسری بزرگ و عالی مقام بود و قدرت فرماندهی خود را در جنگ های «گالیسیا» به نمایش گذاشته بود. عبد الرحمن بعد از اینکه به تنظیم امور در اسپانیا پرداخت و آرامش و امنیت را بر سراسر این سرزمین حاکم کرد و فتنه ها و بی عدالتی ها را ریشه کن نمود، به جمع آوری نیرو و تجهیز سپاه پرداخت تا انتقام شکست مسلمانان را در جنگ تولوز بگیرد.

هنگامی که عبد الرحمن تهاجم خود را به فرانسه آغاز کرد، پیشروی او در جنوب این کشور بسیار سریع و خیره کننده بود. سربازان اسلام شهر «بگونیه» را گشودند و «لیون» و «بیزاشون» را اشغال کردند و جلو داران آنها به «سانی» که تنها صد میل تا پاریس فاصله داشت رسیدند.

عبد الرحمن غافقی سپس از ناحیه غرب روی به کرانه های رود «لوار» نهاد تا فتح آن منطقه را تکمیل کند و از آنجا آهنگ پایتخت فرانسه را نماید. پیشروی سربازان عبد الرحمن غافقی در جبهه های مختلف با موفقیت های زیادی صورت انجام می گرفت، از این رو نیمی از جنوب فرانسه از شرق تا غرب در مدت چند ماه تصرف شد.

نبردی که مسلمانان در اسپانیا و فرانسه آغاز کرده بودند، برای اسلام و مسیحیت هر دو حیاتی بود. مسلمانان بعد از این که دامنه فتوحات خود را در شرق به رودخانه سند در هند رساندند، مهمترین هدف خود را فتح قسطنطنیه مرکز روم شرقی قرار دادند. برای فتح قسطنطنیه دو بار سپاه عظیمی از مسلمانان گسیل داده شد و برای ماه ها این شهر به محاصره درآمد. اما استحکام قسطنطنیه به گونه ای بود که این محاصره ها نتیجه بخش واقع نشد و سپاهیان و ناوگان مسلمانان نا گزیر شدند از پشت دروازه های شهر قسطنطنیه عقب نشینی کنند تا روم شرقی همچون سد پولادینی به حیات خود ادامه دهد.

شکست مسلمانان در جبهه شرق با مسیحیت، این انگیزه را در آنها ایجاد کرد که از راه های دیگر، به دنبال فتح قسطنطنیه باشند. این بار اسپانیا به مجرای حرکت مسلمانان تبدیل شد. آنها بعد از فتح کامل این کشور می توانستند از راه خشکی و پس از فتح غرب اروپا خود را به شرقی ترین نقطه این قاره یعنی روم شرقی برسانند و به آرزوی دیرینه خود جامه عمل بپوشانند. زیرا به همان اندازه که رومی ها در جنگ های دریایی مهارت داشتند، مسلمانان در جنگ های زمینی از مهارت برخوردار بودند.

فتوحات مسلمانان در اروپا برای مسیحیت نیز مهم و حیاتی بود. کشور فرانسه در آن روز بزرگ ترین و نیرومند ترین کشور اروپایی محسوب می شد که در شمال و غرب اروپا قدرتی همانند آن وجود نداشت. از این رو فرانسه در غرب اروپا به حمایت از مسیحیت بر خاسته بود، همین طور که روم شرقی در شرق اروپا از کیان مسیحیت دفاع می کرد.

پیشروی مسلمانان در اسپانیا و جنوب فرانسه زنگ خطر را برای اروپا به صدا درآورد. حملات قبایل بت پرست ژرمن از شمال و مسلمانان از جنوب موجودیت قدرت مسیحیت را در غرب اروپا به خطر انداخته بود. فتوحات مسلمانان نیز آنقدر سریع و خیره کننده بود که صدای یک جنگ بزرگ و ناخواسته در فرانسه به گوش می رسید و به نظر می آمد فرانسه و مسیحیت باید خود را برای نبردی سرنوشت ساز علیه مسلمانان آماده کنند.

عبدالرحمن غافقی با سپاهی حدود هشتاد هزار نفر در سال ۱۱۴ هجری وارد جنوب فرانسه شد و در دره «رن» اردو زد و سپس شهر «اکونین» را اشغال کرد و نیروهای «دوک ایودیس» در جنوب فرانسه را متلاشی ساخت. دوک بعد از شکست از عبدالرحمن از «شارل مارتل» پادشاه فرانسه درخواست کمک کرد. شارل مارتل که به اهمیت این جنگ واقف بود به تلاش وسیعی برای جمع آ وری نیرو علیه مسلمانان دست زد. این سپاه از فرانسویان، قبایل مختلف ژرمنی و دسته های مزدور که کلیه جنگجویان شمال اروپا در میان آنها موج می زدند در آن سوی رود «راین» تشکیل شده بود. این جنگجویان نیمه عریان بودند و بدن های خود را با پوست گرگ پوشانده و موهای سر خود را بافته و بر شانه های خود انداخته بودند.

محل تلاقی دو سپاه نیرومند دشتی میان شهرهای «پواتو» و «تور» در اطراف رودخانه کلن و دو شاخه رودخانه لوار نزدیک شهر تور بود.متاسفانه در منابع اسلامی از این جنگ بزرگ به درستی سخن به میان نیامده است. تفصیل روایات اسلامی را در این خصوص مورخ اسپانیایی به نام «کندی» بازگو کرده است. بالعکس مورخان فرانسوی و کلیسایی به تفصیل در این باره سخن رانده اند و این جنگ را مهم و پراهمیت جلوه داده اند.

هنگامی که مسلمانان در پیشروی خود به دشت واقع میان پواتو و تور رسیدند و بر شهر پواتیه واقع در ساحل چپ رودخانه لوار حمله بردند و آن را تصرف کردند، سپاهیان فرانسه بدون اینکه مسلمانان آگاهی یابند به رود «لوار» رسیدند. در این میان جلوداران سپاهیان اسلام از تعداد نفرات و میزان تجهیزات آنها غافل ماندند.

هنگامی که عبدالرحمن غافقی رودخانه لوار را برای جنگ با دشمن در ناحیه چپ آن تصرف کرد، ناگهان «شارل مارتل» با سپاهیان انبوه خود به نزدیکی آنها رسید. تازه در آنجا بود که عبدالرحمن غافقی متوجه کثرت نیروهای دشمن شد و فهمید که سپاه شارل بر او فزونی دارد و او قادر به حمله مستقیم بر آنها نیست. از این رو عبدالرحمن از کنار رود لوار به میان دشت واقع در بین تور و پواتو عقب نشینی کرد و شارل مارتل نیز به طرف غرب تور بازگشت و در چند مایلی سمت چپ لشکرگاه مسلمانان اردو زد.

شرایط جنگ و گذشت زمان به نفع مسلمانان نبود. سربازان مسلمان در تشویش و ناراحتی به سر می بردند. آتش اختلاف میان قبایل مختلف بربر که بیشتر سربازان را تشکیل می دادند شعله ور بود. آنها قصد داشتند با انبوه غنایمی که از جنگ های قبلی به چنگ آورده بودند مراجعت کنند، زیرا مسلمانان در جریان فتح شهرهای جنوب فرانسه ثروت و غنایم زیادی به دست آورده بودند و این اموال فراوان را همراه با اسیران زیادی با خود حمل می کردند. همین اموال قیمتی سنگین صفوف آنها را متزلزل ساخته بود و نفاق و اختلاف را در میان آنان پدید آورده بود.

سربازان عبدالرحمن غافقی در شرایط حساسی قرار گرفته بودند، اما آنها هرگز قادر به درک این شرایط حساس و جنگ سرنوشت سازی که پیش رو داشتند، نبودند. تشویش و نگرانی و طمع برای حفظ غنایم در روحیه سربازان موج می زد و بسیاری از آنها به غنایم به دست آمده قانع بودند و از بازگشت به اسپانیا سخن می گفتند.

عبدالرحمن غافقی متوجه خطری که این غنایم در نظم سربازان و آمادگی جنگی آنها به وجود آورده، شده بود و از عاقبت سوءطمع و آزمندی سربازانش نسبت به غنایم بیمناک بود، ولی از ترس اینکه مبادا در آن لحظات حساس از دستورات او سرپیچی شود، سختگیری نمی کرد.

جنگ های پی در پی و قرار دادن سربازان در شهرهای تازه فتح شده سپاه اسلام را خسته کرده و با تقلیل نیرو مواجه ساخته بود. با این حال عبدالرحمن غافقی با اطمینان تمام خود را آماده این نبرد بزرگ می ساخت. بالاخره شیپور جنگ نواخته شد و در اواخر شعبان ۱۱۴ هجری (۷۳۲م) دو سپاه به جان یکدیگر افتادند. جنگ مدت هشت روز ادامه داشت و پیکاری خونین آغاز شد. در روز نهم جنگ وارد مرحله جدی تری شد. صلابت و مدیریت جنگی عبدالرحمن غافقی، سربازان فرانسوی را با شکست های پیاپی مواجه ساخته بود، تا آنجا که آثار شکست در صفوف قوای فرانسه نمودار شد و طلیعه پیروزی سربازان مسلمان آشکار گشت.

در لحظه هایی که جنگ به اوج حساسیت خود رسیده بود، دسته ای از سربازان فرانسوی راه خود را به سوی انبار غنایم مسلمانان گشودند و در این لحظه گوینده ناشناسی فریاد زد: «مسلمانان! چیزی نمانده که غنایم شما به دست دشمنان بیفتد!»

متعاقب آن نیروی زیادی از مسلمانان میدان جنگ را رها کرده و به منظور حفظ غنایم به سوی انبار غنایم هجوم آوردند. دقایقی بعد موازنه جنگ کاملاً برهم خورد و جریان نبرد به نفع فرانسویان شد و سربازان مسلمان در هر نقطه از میدان جنگ قلیل و ناتوان شدند.

عبدالرحمن غافقی بیهوده می کوشید تا نظم سپاه خود را حفظ کند و از پراکندگی بیشتر نفرات جلوگیری کند و جنگ را در حساس ترین لحظات ادامه دهد. اما درست در هنگامی که این سردار دلیر جلو می آمد تا نفرات را گرد آورد، تیری از سوی دشمن به طرف او رها شد. تیر به گردن عبدالرحمن اصابت کرد و او از اسب خود پایین افتاد و همانجا جان سپرد.

با مرگ عبدالرحمن غافقی آثار پراکندگی و پریشانی در جنگجویان مسلمان نمایان شد. به همان نسبت فرانسویان جسورتر شدند و بر آن قوای متزلزل و پراکنده حمله آوردند و کشتار سختی به راه انداختند.

اندک اندک شب فرا رسید و تاریکی میان دو سپاه فاصله انداخت و سربازان میدان جنگ را رها کردند و هر کدام به جایگاه خود بازگشتند. این واقعه در اوایل رمضان سال ۱۱۴ هجری رخ داد.

آن شب در اردوگاه مسلمانان آتش اختلاف شعله ور بود. عده ای معتقد به حمله و ادامه جنگ بودند تا از فرانسویان انتقام بگیرند و عده ای دیگر به بازگشت سریع معتقد بودند. اختلاف ها آنقدر بالا گرفت که فرماندهان مسلمان بر روی هم شمشیر کشیدند. بالاخره تصمیم به بازگشت گرفته شد. فرماندهان لشکر اسلامی را حرکت دادند و آن را به طرف «سینسمانیه» عقب کشیدند در حالی که بیشتر اموال و غنایم خود را در همانجا رها کردند.

با طلوع خورشید «شارل مارتل» و هم پیمان او «دوک» از سکوت لشکرگاه مسلمانان دچار شگفتی شدند. همین که با احتیاط و ترس جلو آمدند دیدند لشکرگاه خالی از سربازان است و جز عده ای مجروح که نتوانسته بودند با لشکر حرکت کنند، کسی باقی نمانده است. سربازان فرانسوی همه زخمی های مسلمان را از دم تیغ گذراندند و بر کسی ترحم نکردند.

شارل مارتل از بیم اینکه مبادا مسلمانان نیرنگی زده و پنهانی درصدد حمله ناگهانی و مجدد باشند، درنگ را جایز ندانسته و با سپاهیان خود به طرف شمال بازگشت.

این تصویری بود از نبرد «تور» و میدانی که اسلام در آن شهیدان زیادی داد، اما با پیروزی فرانسویان خاتمه یافت تا مسیر فتوحات مسلمانان در اروپا متوقف شود و این قاره مسیحی از خطر سقوط کامل توسط مسلمانان نجات یابد.

مورخان مسیحی از زوایای مختلف به پیکار تور پرداخته اند و همه آنها پیروزی فرانسویان را در این جنگ موهبتی برای حفظ تمدن مسیحی اروپا قلمداد کرده اند. چنان که «ادوارد کریزی» می نویسد: «پیروزی بزرگی که «شارل مارتل» در سال ۷۳۲ میلادی بر مسلمانان به دست آورد، حدود فتوحات مسلمانان را در مغرب اروپا متوقف ساخت و مسیحیت را از چنگال اسلام به در آورد و بقایای تمدن قدیم و تمدن جدید را حفظ کرد و برتری قدیمی نژاد هند و اروپایی را بر ملل سامی از میان برد.»

جنگ تور و میدان شهیدان در فرانسه نقطه پایان پیشروی و فتوحات مسلمانان در اروپا بود، زیرا این جنگ ها با انحطاط خلافت اموی و ظهور خلافت عباسی همراه بود و بدین ترتیب اسپانیای اسلامی که قبلاً جزیی پیوسته از جهان اسلام محسوب می شد، به عنوان تنها پایگاه امویان و به تکه ای جدا از جهان اسلام تبدیل شد. اسپانیای اسلامی برای سال ها شاهد جنگ و کشمکش میان مسلمانان و مسیحیان بود که هر یک مدعی خلافت و حکومت بر کل یا بخشی از اسپانیا بودند. همین شرایط سبب ضعف و انحلال قدرت اسلام در اروپا شد تا آنجا که شعله های آرزوی پیشروی مسلمانان در غرب اروپا به خاموشی گرایید و حفظ اسلام در اسپانیا به مهم ترین دغدغه مسلمانان این سرزمین تبدیل شد.

نویسنده: آبتین امیری

منبع: سایت آفتاب، برگرفته از روزنامهٔ شرق

پی نوشت:

این متن با استفاده از كتاب «تاریخ فتوحات مسلمانان» نوشته شكیب ارسلان و «لحظه های تكان دهنده در تاریخ اسلام» ترجمه علی دوانی نوشته شده است.

عصر اسلام

IslamAge.com

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان