سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

25 مرداد 1396 23/11/1438 2017 Aug 16

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1105
تـعداد كل مقالات : 1891
تـعداد اعضاء سايت: 555
بازدید کـل سايت: 3209650
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 15   تعداد بازدید: 240 تاریخ اضافه: 2017-06-01

خوابی که منجر به اسلام آوردن خواننده ی رپ موزامبیکی شد

خوابی که منجر به اسلام آوردن خواننده ی رپ موزامبیکی شد


آرسین انیتس خواننده ی رپ موزامبیکی داستان اسلام آورد ناگهانی اش را تعریف کرده و بیان کرده که چگونه تمام مال و ثروت و شهرتش را در راه پذیرفتن دین اسلام و نطق شهادتین رها کرد.

آرسین انیتس که بعد از اسلام آوردن اسم یاسین حسن را برای خود انتخاب کرده؛ تقریبا دوسال می شود که مسلمان شده و خوانندگی و موسیقی را کنار گذاشته است. و مناسک حج را از طریق برنامه ی "ضیوف خادم الحرمین الشریفین ملک سلمان بن عبد العزیز للعمره و الزیارة" به جای آورده است.


یاسین حسن داستان اسلام آوردنش را اینگونه تعریف می کند: بیشتر از 24 سال خواننده ی رپ بودم. و دوستی داشتم به نام بلال البته قبلا اسمش لاکوست بود. لاکوست با تحت تأثیر قرار گرفتن من وارد عرصه ی خوانندگی و موسیقی شد. اما در یکی از روزها از طریق یکی از دوستانش که وی را به دین اسلام دعوت می داد؛ تصمیم گرفت مسلمان شود. وقتی من و دوستانم با خبر شدیم که لاکوست مسلمان شده وی را مسخره کردیم و گفتیم که لاکوست حتما دیوانه شده، نگاهش کنید مسلمان شده و لباس بلند پوشده و اسمش را بلال گذاشته. و با گفتن این حرفها شروع کردیم به مسخره کردن لاکوست و می خندیدیم.


در ادامه یاسین حسن می گوید: در سال 2009 بلال نزدم آمد و من را به اسلام دعوت داد و درباره ی این دین با من صحبت کرد. اما من در ابتدا اسلام را به عنوان دین قبول نداشتم در نتیجه به بلال گفتم: من از دعوتت به اسلام متشکرم اما من خودم دین دارم. اما بعد از گذشت مدتی به صحبت های بلال کمی فکر کردم و در آن هنگام من دوستان مسلمانی داشتم که با آنها در تماس بودم.

تا اینکه در سال 2012 برای زندگی به شمال موزامبیک رفتم و در آنجا با برادران آفریقایی زیادی از کشورهایی چون گینه، مالی، سنگال، نیجیریه، کینیا و تانزانیا ملاقات کردم که بیشتر آنها مسلمان بودند و همه ی آنان مرا دوست داشتند. و به گونه ای با هم رفتار می کردند که احساس می کردم با هم برادرند. و از آنجا بود که به اسلام بیشتر فکر کردم. تا اینکه روزی خواب دیدم در اطراف کعبه در حالی که در یک اتوبوس همراه با افرادی که کهنسال بودند و ریش های بلندی داشتند؛ در حال گذرم. و من در آن وقت نمی دانستم که به کعبه؛ کعبه می گویند.


من از زمان کودکی به دنبال حقیقت بودم. و سؤلات بسیاری درباره ی دین مسیحیت داشتم و زمانی که آنها را برای خانواده ام مطرح می کردم هرگز نمی تواستند پاسخ آن را بدهند. به عبارت دیگر مسیحی بودم چون خانواده ام مسیحی بودند اما من شخصا خود را در مسیحیت نیافته بودم.

یاسین حسن در ادامه می گوید: بعد از آن به اسلام بیشتر فکر کردم و به پایتخت موزامبیک برگشتم. ودیگر به موسیقی و خوانندگی انگیزه ای نداشتم. به بلال زنگ زدم و به او گفتم که من خوشوخت و خوشحال نیستم. و از او خواستم که به من نصیحت کند. بلال به من گفت: تنها جایی که در آن آرامش و خوشوختی را خواهی یافت؛ اسلام است. من هم گفتم: من با تو موافقم و می خواهم درباره ی اسلام تحقیق کنم و آن را تجربه کنم.


یاسین حسن توضیح می دهد که بعد از آن جواهراتی را که می پوشیدم رها کردم. سپس به بلال زنگ زدم و با هم به مسجد تقوی واقع در مابوتو رفتیم و در آنجا شهادتین را به زبان آوردم. در آن لحظه بسیار گریه کردم، سپس وضو گرفتم و برای اولین نماز خواندم که آن نماز عصر بود. بعد از آن درباره ی اسلام در کتب زیادی تحقیق کردم؛ زیرا سؤال های زیادی در ذهن داشتم.


یاسین حسن می گوید: آمدنم به مکه برایم مانند یک خواب است. وی می گوید: از یک سال پیش دعا می کردم و از الله سبحانه وتعالی می خواستم که ابتدا به عمره بروم؛ سپس به حج. تا اینکه بلآخره دعایم مستجاب شد و آرزویم برآورده شد. و جزو کاروانی که از طریق برنامه "ضیوف خادم الحرمین الشریفین ملک سلمان بن عبد العزیز للعمره و الزیارة" به مکه می آیند؛ شدم. وقتی به عمره آمدم بسیار استغفار کردم و حمد و سپاس الله تعالی را کردم و برای خودم و خانواده ام بسیار دعا کردم. بخصوص که من تنها عضو خانواده ام هستم که اسلام آورده ام. اما با این وجود خانواده ام به من احترام می گذارند و بسیار خوشحال اند که زندگی من تغییر کرده و دیگر مانند گذشته که شب ها بیرون می رفتم و دو تا سه روز به خانه برنمی گشتم؛ چنین نمی کنم. و زندگی گذشته ام را که پر از گناه و معصیت بود را رها کرده ام. (بر حسب آنچه در روزنه ی حیاة آمده است).

و از جمله اموری که بعد از اسلام آوردنش در حسن تغییر کرده چنان که می گوید این است که: بهترین اتفاقی که در زندگی ام برای من اتفاق افتاده اسلام است. زیرا با آن به آرامش و خشنودی رسیده ام. و باعث شده که بیشتر تمرکز کنم. و می دانم که مهم ترین چیز این است که الله تعالی مرا در این راه موفق گرداند بعد از آن دیگر همه چیز رضایت بخش خواهد بود. وجود ما در این دنیا امتحانی است از طرف الله سبحانه وتعالی و تمام آنچه که می خواهم آن است که وارد جنت شوم و ارتباط و علاقه ام با الله تعالی خالصانه باشد.


اما درباره ی خانواده و دوستانش و رفتار آنان بعد از اسلامش می گوید: خانواده ام و برخی از دوستانم اسلام را گرامی میدارند.اما بعضی از دوستانم خود را از من مخفی کنند و ترجیح می دهند که با من صحبت نکنند و برخی هم هیچ اهمیتی نمی دهند. اما بیشتر اوقاتی که با آنان دیدار می کنم؛ آنها را به اسلام دعوت می دهم. و دوستان قدیمی گرامی هم دارم که با هر طریقی با آنان ارتباط برقرار می کنم و به اسلام دعوتشان می دهم. و دعوت آن چیزی است که می خواهم همیشه آن را انجام دهم. و مشروعی دارم به نام (دعوت به سوی راه) که هر یک شنبه به خیابان ها می رویم و غیر مسلمین را به اسلام دعوت می کنیم. و اسلام آوردنم در بسیاری از شبکه های تلویزیونی و روزنامه ها به عبارت دیگر در هر جایی منتشر شده است.

و درباره ی آمدنش به عمره می گوید: من بسیار خوشحال هستم و از ملک سلمان خادم حرمین الشریفین نهایت تشکر را دارم و این افتخار من است که در مکه هستم و نماز را در این مکان مقدس ادا می کنم چه در مسجد الحرام و چه در مسجد نبوی و این چیزی است که باورم نمی شود. زیرا انسان های بسیاری هستند که از بدو تولد مسلمان بوده اند اما قبل از اینکه به این مکان مقدس بیایند از این دنیا می روند. و این یعنی به من نعمت بزرگی داده شده است. و ما همه معتقدیم که مملکت سعودی بخصوص مکه مکرمه و مدینه منوره مقدس ترین مکانها هستند زیرا از این دو مکان همه چیز آغاز شد و رسول الله صلی الله علیه و سلم مبعوث شدند و معارک اسلامی از همین اماکن شروع شد و مساجد اسلام بنا شدند و قصه های صحابه رضی الله عنهم اجمعین از اینجا آغاز شد و قبر رسول الله صلی الله علیه و سلم در اینجا قرار دارد و از همه مهمتر کعبه در اینجاست.


منبع: islamway.net

مترجم: ام محمد

 

 

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان