سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

2 تير 1396 28/09/1438 2017 Jun 23

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1103
تـعداد كل مقالات : 1889
تـعداد اعضاء سايت: 555
بازدید کـل سايت: 3132199
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 162   تعداد بازدید: 839 تاریخ اضافه: 2016-10-17

چرا باید رسول الله صلی الله علیه وسلم را از هر کس دیگری بیشتر دوست داشته باشیم؟

بسم الله الرحمن الرحیم

 

چرا باید رسول الله صلی الله علیه وسلم را از هر کس دیگری بیشتر دوست داشته باشیم؟

 

شاید برای عده ای از مردم این سؤال پیش آمده باشد که دلیل اینکه باید پیامبران محمد صلی الله علیه وسلم را بیش از هر کس دیگری دوست داشته باشیم و از ایشان اطاعت و پیروی کنیم و به وی احترام بگذاریم چیست؟

1.    الله متعال طاعت رسول الله صلی الله علیه وسلم را بر ما واجب نموده است. الله جل وعلا می ‌فرماید: {و الله را اطاعت کنيد و نيز رسول را اطاعت کنيد و برحذر باشيد، پس اگر روی گردانديد؛ بدانيد که بر رسول ما جز ابلاغ آشکار چيز ديگری نيست}[1].

2.    و ما را به این حقیقت آگاه نموده که اطاعت از رسول الله صلی الله علیه وسلم اطاعت از الله تعالی است. الله متعال می ‌فرماید: {هرکس از رسول فرمان برد در حقیقت الله را فرمان برده و هرکس روی‌گردان شود ما تو را بر ایشان نگهبان نفرستاده ‌ایم}[2].

3.    الله عزوجل ما را از سرپیچی از طاعت ایشان برحذر داشته و بیان نموده که مخالفت از امر او ما را دچار فتنه ـ یعنی شرک ـ خواهد کرد. الله حق تعالی می ‌فرماید: {پس برحذر باشند و بترسند کسانی که از فرمان او سرپیچی می‌ کنند مبادا بدیشان بلایی رسد یا به عذاب دردناکی گرفتار شوند}[3] و آگاهمان نموده که مقام نبوتی که به رسول الله صلی الله علیه وسلم عطا کرده مؤمنان را ملزم به احترام و بزرگداشت ایشان می کند، چنانکه می ‌فرماید: {ما تو را گواه و بشارتگر و هشدار دهنده فرستاده ‌ایم، تا به الله و پیامبرش ایمان آورید و او را یاری کنید و ارجش نهید و الله را بامدادان و شامگاهان تسبیح گویید}[4].

4.    ایمان مسلم کامل نمی‌ شود مگر آنکه رسول الله صلی الله علیه وسلم را دوست بدارد نه تنها این، بلکه ایشان را باید از پدرش و فرزندش و خودش و همه‌ ی مردم بیشتر دوست بدارد. از انس روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: "هیچ ‌یک از شما ایمان نمی ‌آورد مگر آنکه من در نزدش محبوب ‌تر از پدرش و فرزندش و همه‌ ی مردم باشم"[5]. همچنین عبدالله بن هشام می‌ گوید: "همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم بودیم؛ ایشان دست عمر بن الخطاب را گرفته بودند. عمر به ایشان فرمود: ای رسول الله! شما نزد من از همه چیز جز خودم، محبوب ‌ترید. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «نه، قسم به آنکه جانم در دست اوست تا آنکه مرا از خودت هم بیشتر دوست بداری». عمر فرمود: اکنون شما را از خودم بیشتر دوست دارم. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الان ای عمر»"[6].

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله می‌ فرماید: "سبب وجوب محبت وی صلی الله علیه وسلم و بزرگداشت او بیش از هرکس دیگر این است که بزرگترین خیر در دنیا و آخرت جز توسط رسول الله صلی الله علیه وسلم به وسیله ی ایمان و پیروی از او حاصل نمی ‌شود؛ زیرا هیچ کس نمی‌ تواند از عذاب الله نجات یابد و به رحمت او دست یابد مگر به واسطه‌ ی رسول؛ ایمان به او محبت و دوستی و پیروی ‌از وی. او کسی است که الله به واسطه‌ اش مردم را از عذاب دنیا و آخرت نجات می‌ دهد و توسط او خیر دنیا و آخرت به دست می‌ آید. چرا که بزرگترین و سودمندترینِ نعمت‌ ها، نعمت ایمان است که جز از طریق ایشان به دست نمی ‌آید و او برای هرکس از خودش و خانواده ‌اش دلسوزتر و سودمندتر است؛ چرا که الله به سبب او بندگان را از تاریکی ‌ها به سوی نور بیرون می ‌آورد و راهی جز راهِ او وجود ندارد، اما خودش و خانواده ‌اش نزد الله هیچ سودی برایش ندارند.."[7].

برخی از اهل علم می گویند: "اگر بنده به سود حاصل از سوی رسول الله صلی الله علیه وسلم بنگرد که الله به واسطه ‌اش وی را از تاریکی‌ ها به سوی نور هدایت کرده، خواهد دانست که وی سبب بقای ابدی ‌اش در نعیم سرمدی است و خواهد دانست سودی که از جهت رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی رسیده بزرگتر از همه ‌ی انواع منافع است، به همین سبب، ایشان مستحق آن است که نصیبشان از محبتش بیش از دیگران باشد. اما مردم به نسبت یادآوری و فراموشی این مطلب، متفاوتند؛ اما به طور کلی هرکس به رسول الله صلی الله علیه وسلم ایمانی صحیح بیاورد، از این محبت خالی نیست، اما در مقدار آن متفاوتند؛ برخی از این جایگاه، بهره‌ ای وافر برده ‌اند و برخی حداقل آن را دارا هستند، مانند کسانی که در شهوات دست و پا می ‌زند و بیشتر اوقات در غفلت به سر می‌ برد، اما با این وجود بیشتر آنان هنگامی که یادی از رسول الله صلی الله علیه وسلم می ‌شود مشتاق دیدار او می‌ شوند، به طوری که ایشان را بر خانواده و فرزندان و اموال و پدر و مادرشان ترجیح می دهند، جز اینکه این احساس به سبب غفلت ‌های پی در پی، زود از بین می ‌رود"[8].

الله متعال نیز به همین معنی اشاره نموده و می ‌فرماید: {پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان اولاتر و سزاوارتر است}[9].

ابن کثیر رحمه الله می‌ گوید: "- خداوند متعال - از دلسوزی ایشان نسبت به امت و خیرخواهی وی آگاه است، به همین سبب ایشان را نسبت به مؤمنان، اولی تر و سزاوارتر از خودشان قرار داده و حکم وی را بر انتخاب شان مقدم داشته است"[10].

شیخ عبدالرحمن السعدی رحمه الله می‌ گوید: "الله متعال به مؤمنان خبری را می دهد که با آن از حالت و منزلت رسول الله صلی الله علیه وسلم آگاه شوند و با وی به مقتضای آن رفتار کنند، بنابراین می‌ فرماید: {پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان اولاتر و سزاوارتر است}: نزدیک‌ ترین کس به انسان و سزاوارتر از او نسبت به خودش؛پس رسول الله صلی الله علیه وسلم اولی تر از خودش است؛ زیرا ایشان صلی الله علیه وسلم چنان در حق‌ شان دلسوزی و خیرخواهی و مهربانی نموده که در نتیجه مهربان ‌ترین و رئوف ‌ترین انسان ‌ها نسبت به اوست، بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم بیش از هرکس دیگری بر آنان فضل و برتری دارد؛ زیرا کوچک ‌ترین خیری به آنان نرسیده و کم‌ ترین شری از آن‌ ها دور نگشته مگر به وسیله وی و سبب وی. بنابراین بر آنان واجب است که هرگاه خواسته ‌ی نفس یا خواسته‌ و مراد کسی دیگر با خواسته و مراد رسول الله صلی الله علیه وسلم در تعارض بود، خواسته‌ ی رسول الله صلی الله علیه وسلم را مقدم بدارند و سخن هیچ ‌کس ـ هر کسی باشد ـ را  برابر سخن رسول الله صلی الله علیه وسلم قرار ندهند و خود و اموال و فرزندانشان را فدای وی سازند و محبتش را بر محبت تمام خَلق برتر بدانند و پیش از سخن او سخن نگویند و از وی پیشی نگیرند"[11].


نتیجه‌ ی سخن اهل علم در بیان این مسأله چنین است که خشم الله و آتش جهنم بیش ‌ترین چیزی است که بنده باید از آن بترسد و راه نجاتی از آن نیست مگر به وسیله ی راهنمایی های رسول الله صلی الله علیه وسلم و خشنودی الله و بهشت او بالاترین هدف است و به دست نمی ‌آید مگر به وسیله ی راهنمایی های رسول الله صلی الله علیه وسلم.

رسول الله صلی الله علیه وسلم در اشاره به مورد اول می‌ فرمایند: "مثال و من و شما مانند مردی است که آتشی روشن کرده، سپس حشرات و پروانه‌ ها خود را درون آن می‌ اندازند و او آن‌ ها را از آن آتش دور می‌ کند؛ من نیز شما را گرفته ‌ام که در آتش نیفتید و شما از دست من در می‌ روید"[12].

"معنای حدیث چنین است که رسول الله صلی الله علیه وسلم افتادن جاهلان و کسانی که با گناهان و شهوت ‌ها در آتش جهنم می ‌افتند و تلاش آنان برای افتادن در آتش با وجود منع شدنشان را به افتادن حشرات در آتش دنیا تشبیه کرده است؛ چرا که دچار هوای نفس و ضعف تشخیص حق از باطل هستند و هر دو برای هلاک کردن خود حریصند و به سبب جهل شان در راه هلاکت قدم می گذارند"[13].

و در اشاره به مورد دوم می ‌فرمایند: "همه ‌ی امت من وارد بهشت می ‌شوند مگر کسی که خود نخواهد. گفتند: و چه کسی است که نخواهد؟!! فرمودند: هرکس از من اطاعت کند وارد بهشت می ‌شود و هرکس از من سرپیچی کند نخواسته است - که وارد بهشت شود -"[14].

 

ام احمد

برگرفته از: https://islamqa.info

 

 



[1] {وَأَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا ۚفَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ} مائده:92

[2] {مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّـهَ ۖوَمَنْ تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا} نساء:80

[3] {فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} نور:63

[4] {إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا﴿٨﴾لِتُؤْمِنُوا بِاللَّـهِ وَرَسُولِهِ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا} فتح:8-9

[5] "لا يؤمن أحدكم حتى أكون أحب إليه من والده وولده والناس أجمعين" روایت بخاری و مسلم.

[6] عن عبد الله بن هشام قال: كنا مع النبي صلى الله عليه وسلم وهو آخذ بيد عمر بن الخطاب، فقال له عمر: يا رسول الله، لأنت أحب إلي من كل شيء، إلا من نفسي. فقال النبي صلى الله عليه وسلم: (لا والذي نفسي بيده حتى أكون أحب إليك من نفسك) فقال له عمر: فإنه الآن والله لأنت أحب إلي من نفسي. فقال النبي صلى الله عليه وسلم: (الآن يا عمر). روایت بخاری.

[7] مجموع الفتاوی:27/246

[8] فتح الباری:1/59

[9] {النَّبِيُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ} احزاب:6

[10] تفسیر ابن کثیر:6/380

[11] تفسیر السعدی.

[12] "مَثَلِي وَمَثَلُكُمْ كَمَثَلِ رَجُلٍ أَوْقَدَ نَارًا فَجَعَلَ الْجَنَادِبُ وَالْفَرَاشُ يَقَعْنَ فِيهَا وَهُوَ يَذُبُّهُنَّ عَنْهَا وَأَنَا آخِذٌ بِحُجَزِكُمْ عَنْ النَّارِ وَأَنْتُمْ تَفَلَّتُونَ مِنْ يَدِي" روایت مسلم از حدیث جابر و روایت بخاری مانند آن از حدیث ابو هریره.

[13] شرح مسلم، تألیف نووی.

[14] "كُلُّ أُمَّتِي يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ إِلا مَنْ أَبَى قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَنْ يَأْبَى قَالَ مَنْ أَطَاعَنِي دَخَلَ الْجَنَّةَ وَمَنْ عَصَانِي فَقَدْ أَبَى" روایت بخاری.

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان