سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

25 مرداد 1396 23/11/1438 2017 Aug 16

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1105
تـعداد كل مقالات : 1891
تـعداد اعضاء سايت: 555
بازدید کـل سايت: 3209627
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 20   تعداد بازدید: 5923 تاریخ اضافه: 2012-05-26

از نشانه قیامت، نبردهای مسلمانان و پیروزی آنان است

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و اصحابه الی یوم ‏الدین و اما بعد ‏:‏

خداوند پیامبرش را همراه با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را در برابر تمام ادیان پیروز و سربلند نگاه دارد و حاملان این دین جهت نشر و گسترش اسلام به مشرق و مغرب رفته و مناطق مهمی‌را فتح کرده‌اند و به پیروزی‌های چشمگیری دست پیدا کردند. بسیاری از حکومت‌های کفر را در زمان خود شکست دادند و آنها را از بین بردند. در طول تاریخ شیوه مسلمانان چنین بوده است و این شیوه تا زمان جهاد علیه دجال باقی خواهد ماند.

رسول‎الله صلی الله علیه وسلم همواره صحابه رضی الله عنه را درباره فتوحات و پیروزی‌هایی که توسط آنها یا پیروانشان صورت می‌گیرد، مطلع ساخته است. رسول‎الله صلی الله علیه وسلم این پیشگویی‌ها را در مکه مکرمه زمانی که مسلمانان فاقد قدرت و حکومت بوده‌اند، به اصحاب رضی الله عنه خبر می‌داد. یا زمانی رسول‎الله صلی الله علیه وسلم این اخبار را به اطلاع مسلمانان می‌رساند که مسلمانان در مدینه منوره در اثر ظلم و ستم دشمنان در حال خوف و بیم زندگی می‌کردند. امام بخاری از خباب بن ارت رضی الله عنه چنین نقل می‌کند: نزد رسول‎الله صلی الله علیه وسلم در حالی که ایشان در سایه دیوار خانه کعبه نشسته و به چادری که همراه داشت تکیه زده بود، شکایت بردیم و عرض کردیم، ای پیامبر گرامی‌چرا نصرت را از خدا نمی‌خواهید؟ چرا برای ما دعا نمی‌کنی؟ رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (کانَ الرَّجُلُ فِیمَنْ قَبْلَکمْ یحْفَرُ لَهُ فِی الْأَرْضِ فَیجْعَلُ فِیهِ فَیجَاءُ بِالْمِنْشَارِ فَیوضَعُ عَلَى رَأْسِهِ فَیشَقُّ بِاثْنَتَینِ وَمَا یصُدُّهُ ذَلِک عَنْ دِینِهِ وَیمْشَطُ بِأَمْشَاطِ الْحَدِیدِ مَا دُونَ لَحْمِهِ مِنْ عَظْمٍ أَوْ عَصَبٍ وَمَا یصُدُّهُ ذَلِک عَنْ دِینِهِ وَاللَّهِ لَیتِمَّنَّ هَذَا الْأَمْرَ حَتَّى یسِیرَ الرَّاکبُ مِنْ صَنْعَاءَ إِلَى حَضْرَمَوْتَ لَا یخَافُ إِلَّا اللَّهَ أَوْ الذِّئْبَ عَلَى غَنَمِهِ وَلَکنَّکمْ تَسْتَعْجِلُونَ) صحیح بخاری، کتاب المناقب.

(در زمان گذشته چنین بوده است که حفره‌ای را در زمین ایجاد می‌کردند و مؤمن را در آن می‌گذاشتند و یا اره‌ای بر سر او می‌نهادند و از فرق سر به دو نصف تقسیم می‌کردند. اما این فاجعه و مشکل بزرگ نمی‌توانست آنها را از دین برگرداند، یا با شانه‌های آهنین زنده زنده سرشان را شانه می‌کردند تا تکه تکه گوشت یا یک تار رگ در بدن آنها باقی نمی‌ماند، اما باز هم این گونه شکنجه‌ها نتوانسته آنها را از دین منصرف سازد. خداوند این دین را چنان قدرتمند می‌سازد، که هیچ خطری او را تهدید نمی‌کند اما شما شتاب دارید و عجله می‌کنید).

بی تردید امنیت در جزیرة العرب وجود نداشت و قانون، قانون جنگل بود. در بسیاری احادیث درباره تحقق امنیت بخاطر پیروز شدن و ظاهر شدن دین مبین اسلام در جزیزة العرب، سخن گفته شده است. مثلاً رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرموده است:

اسلام از مرزهای جزیرة العرب می‌گذرد و دولت بزرگ وقت مانند کسری و قیصر را به نابودی می‌کشاند. در صحیح مسلم از عتیبه بن نافع چنین نقل شده است، رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (تَغْزُونَ جَزِیرَةَ الْعَرَبِ فَیفْتَحُهَا اللَّهُ ثُمَّ فَارِسَ فَیفْتَحُهَا اللَّهُ ثُمَّ تَغْزُونَ الرُّومَ فَیفْتَحُهَا اللَّهُ ثُمَّ تَغْزُونَ الدَّجَّالَ فَیفْتَحُهُ اللَّهُ) [1]

(شما با مشرکین جزیرة العرب جهاد می‌کنید، خداوند آن را بدست‌های شما فتح می‌نماید، بعد نوبت به فارس می‌رسد، آن نیز فتح می‌شود. علیه دجال می‌جنگید و او را نیز از پا در خواهید آورد).

بخاری از عدی بن حاتم روایت می‌کند که می‌گوید: (بَینَا أَنَا عِنْدَ النَّبِی صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ إِذْ أَتَاهُ رَجُلٌ فَشَکا إِلَیهِ الْفَاقَةَ ثُمَّ أَتَاهُ آخَرُ فَشَکا إِلَیهِ قَطْعَ السَّبِیلِ فَقَالَ یا عَدِی هَلْ رَأَیتَ الْحِیرَةَ قُلْتُ لَمْ أَرَهَا وَقَدْ أُنْبِئْتُ عَنْهَا قَالَ فَإِنْ طَالَتْ بِک حَیاةٌ لَتَرَینَّ الظَّعِینَةَ تَرْتَحِلُ مِنْ الْحِیرَةِ حَتَّى تَطُوفَ بِالْکعْبَةِ لَا تَخَافُ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ قُلْتُ فِیمَا بَینِی وَبَینَ نَفْسِی فَأَینَ دُعَّارُ طَیئٍ الَّذِینَ قَدْ سَعَّرُوا الْبِلَادَ وَلَئِنْ طَالَتْ بِک حَیاةٌ لَتُفْتَحَنَّ کنُوزُ کسْرَى قُلْتُ کسْرَى بْنِ هُرْمُزَ قَالَ کسْرَى بْنِ هُرْمُزَ وَلَئِنْ طَالَتْ بِک حَیاةٌ لَتَرَینَّ الرَّجُلَ یخْرِجُ مِلْءَ کفِّهِ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ فِضَّةٍ یطْلُبُ مَنْ یقْبَلُهُ مِنْهُ فَلَا یجِدُ أَحَدًا یقْبَلُهُ مِنْهُ وَلَیلْقَینَّ اللَّهَ أَحَدُکمْ یوْمَ یلْقَاهُ وَلَیسَ بَینَهُ وَبَینَهُ تَرْجُمَانٌ یتَرْجِمُ لَهُ فَلَیقُولَنَّ لَهُ أَلَمْ أَبْعَثْ إِلَیک رَسُولًا فَیبَلِّغَک فَیقُولُ بَلَى فَیقُولُ أَلَمْ أُعْطِک مَالًا وَأُفْضِلْ عَلَیک فَیقُولُ بَلَى فَینْظُرُ عَنْ یمِینِهِ فَلَا یرَى إِلَّا جَهَنَّمَ وَینْظُرُ عَنْ یسَارِهِ فَلَا یرَى إِلَّا جَهَنَّمَ قَالَ عَدِی سَمِعْتُ النَّبِی صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ یقُولُ اتَّقُوا النَّارَ وَلَوْ بِشِقَّةِ تَمْرَةٍ فَمَنْ لَمْ یجِدْ شِقَّةَ تَمْرَةٍ فَبِکلِمَةٍ طَیبَةٍ قَالَ عَدِی فَرَأَیتُ الظَّعِینَةَ تَرْتَحِلُ مِنْ الْحِیرَةِ حَتَّى تَطُوفَ بِالْکعْبَةِ لَا تَخَافُ إِلَّا اللَّهَ وَکنْتُ فِیمَنْ افْتَتَحَ کنُوزَ کسْرَى بْنِ هُرْمُزَ وَلَئِنْ طَالَتْ بِکمْ حَیاةٌ لَتَرَوُنَّ مَا قَالَ النَّبِی أَبُو الْقَاسِمِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ یخْرِجُ مِلْءَ کفِّهِ) [2]

(من نزد رسول‎الله صلی الله علیه وسلم بودم، مردی نزد ایشان آمد و از تنگدستی شکایت کرد. بعد دیگری آمد درباره ناامنی راه گلایه نمود. رسول‎الله صلی الله علیه وسلم خطاب به من فرمود: ای عدی تو حیره[3] را دیدی؟ عرض کردم: خیر یا رسول‎الله صلی الله علیه وسلم آن را ندیده‌ام، ولی اسمش را شنیده‌ام. رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود: اگر وفا کند و به درازا بکشد، خواهی دید که یک زن به تنهایی از حیره سفر می‌کند و به مکه می‌رود تا خانه خدا را طواف کند، بجز از خدا نسبت به هیچ کس هراسی ندارد. سپس فرمود: اگر عمر تو وفا کند، خواهی دید که خزانه‌های کسری فتح خواهند شد. عرض کردم: کسری فرزند هرمز؟ فرمود: آری، خزانه‌های کسری پسر هرمز و اگر زنده بمانی خواهی دید که یک مرد با دست‌های پر از طلا و نقره از خانه بیرون می‌آید و به دنبال کسی می‌گردد که آنها را از وی بگیرد و قبول کند، ولی کسی را نمی‌یابد که این ثروت را قبول کند. و شما روزی خدا را ملاقات می‌کنید که میان شما و خداوند مترجمی‌نخواهد بود. خداوند از شما سوال می‌کند، آیا من پیامبری بسوی شما نفرستاده بودم؟ تا شما را از احکام اسلام و دین آگاه سازد. شما می‌گوئید: بله. خداوند می‌فرماید: آیا به شما مال و ثروت نداده بودم؟ می‌گوئید: بله. آنگاه این انسان بسوی چپ و راست خود نگاه می‌کند. سوای دوزخ چیزی را نمی‌بیند. عدی می‌گوید: از رسول‎الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که می‌فرمود: از دوزخ خود را نجات دهید، اگر با انفاق نصف یک دانه خرما هم باشد، هرکس قادر به انفاق نصف دانه خرما نباشد، بوسیله یک حرف و سخن شیرین خود را از دوزخ نجات دهد. عدی می‌گوید: چنین شد: دیدم که یک زن به تنهایی از حیره به مکه سفر می‌کرد و هیچگونه خطری او را تهدید نمی‌نمود. و من از کسانی بودم که خزانه‌های کسری را فتح کردیم و اگر شما زنده بمانید خواهید دید که پیشگویی‌های رسول‎الله صلی الله علیه وسلم درباره کثرت مال و ثروت تحقق می‌یابند).

و در حدیث دیگری رسول‎الله صلی الله علیه وسلم خبر داده است که مسلمانان حکومت کسری و قیصر را سرنگون خواهند کرد و خزانه‌های آنها را در راه الله انفاق می‌کنند. امام بخاری از حضرت ابوهریره رضی الله عنه روایت می‌کند که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (إِذَا هَلَک کسْرَى فَلَا کسْرَى بَعْدَهُ وَإِذَا هَلَک قَیصَرُ فَلَا قَیصَرَ بَعْدَهُ وَالَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ لَتُنْفَقَنَّ کنُوزُهُمَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ) [4]

(وقتی کسری هلاک شد بعد از وی کسرای دیگری نخواهد بود و بعد از نابودی قیصر قیصر دیگری سر کار نخواهد آمد، سوگند به خدایی که جان محمد در قبضه قدرت او است، شما (صحابه) خزانه‌ها و مال و ثروت قیصر و کسری را در راه خدا انفاق خواهید کرد).

در صحیح مسلم از ثوبان رضی الله عنه روایت شده که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

(زَوَى لِی الْأَرْضَ فَرَأَیتُ مَشَارِقَهَا وَمَغَارِبَهَا وَإِنَّ أُمَّتِی سَیبْلُغُ مُلْکهَا مَا زُوِی لِی مِنْهَا وَأُعْطِیتُ الْکنْزَینِ الْأَحْمَرَ وَالْأَبْیضَ) [5]

(خداوند زمین را برای من جمع کرد و من از مشرق تا مغرب زمین را دیدم. قطعاً حکومت امتم به نقاطی که دیدم خواهد رسید و دو خزانه سرخ و سفید (یعنی طلا و نقره) به من داده شده است).

بی‌گمان پیش‌بینی رسول‎الله صلی الله علیه وسلم تحقق پیدا کرده است. ملک و حوزه حکومت مسلمانان به اندازه‎ای که زمین برای رسول‎الله صلی الله علیه وسلم جمع شده بود، رسیده است، بزرگترین گستردگی حکومت امت اسلام از شرق به غرب بود. اما دامنه آن از شمال و جنوب به نسبت شرق و غرب وسعت پیدا نکرد.

رسول‎الله صلی الله علیه وسلم به ما خبر داده است که مسلمانان علیه هندوها جهاد می‌کنند. در حدیث صحیحی که از حضرت ثوبان رضی الله عنه روایت شده است، رسول‎الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (عِصَابَتَانِ مِنْ أُمَّتِی أَحْرَزَهُمَا اللَّهُ مِنْ النَّارِ عِصَابَةٌ تَغْزُو الْهِنْدَ وَعِصَابَةٌ تَکونُ مَعَ عِیسَى ابْنِ مَرْیمَ عَلَیهِمَا السَّلَام) [6]

(دو گروه از امت من هستند که خداوند آنها را از دوزخ محافظت کرده است، یکی علیه هندوها مبارزه می‌کنند و دیگری حضرت عیسی بن مریم را حمایت می‌نمایند).

رسول‎الله صلی الله علیه وسلم درباره فتح قسطنطنیه، پایتخت روم شرقی و واتیکان، مرکز روم غربی سخن گفته است. در حدیث صحیح از ابی قبیل روایت شده که می‌گوید: نزد عبدالله بن عمرو بن عاص بودیم. سوال شد: از قسطنطنیه و روم کدام کشور زودتر فتح می‌شوند؟ عبدالله رضی الله عنه صندوقی را که حلقه داشت، از همراهان خود خواست، صندوق را آوردند و نوشته‌ای را از آن بیرون کشید. راوی می‌گوید: عبدالله بن عمرو بن عاص گفت: وقتی ما در حضور رسول‎الله صلی الله علیه وسلم حدیث را می‌نوشتیم، مردی این سؤال را مطرح کرد؟ رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود: اول شهر هرقل فتح می‌شود، یعنی قسطنطنیه.[7]

فارس و روم فتح شدند، حکومت قیصر و کسری از بین رفتند، مسلمانان با هند جهاد کردند و قسطنطنیه را نیز به زیر سلطه خود کشیدند و در آینده مسلمانان به حکومت‌های بسیار عظیمی‌دست پیدا خواهند کرد. اسلام در آن گسترش می‌نماید و شرک و بت برستی ذلیل می‌شود و روم بنا به حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم فتح می‌گردد. رسول‎الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: (لَیبْلُغَنَّ هَذَا الْأَمْرُ مَا بَلَغَ اللَّیلُ وَالنَّهَارُ وَلَا یتْرُک اللَّهُ بَیتَ مَدَرٍ وَلَا وَبَرٍ إِلَّا أَدْخَلَهُ اللَّهُ هَذَا الدِّینَ بِعِزِّ عَزِیزٍ أَوْ بِذُلِّ ذَلِیلٍ عِزًّا یعِزُّ اللَّهُ بِهِ الْإِسْلَامَ وَذُلًّا یذِلُّ اللَّهُ بِهِ الْکفْرَ) [8]

(اسلام تا جایی که شب و روز رسیده‌اند، خواهد رسید. هیچ خانه‌ی چادری یا سنگی و گلی پیدا نمی‌شود که اسلام در آن داخل نگردد، این وعده‌ی الهی با عزت عزیزان یا ذلت ذلیلان تحقق پیدا خواهد کرد. عزتی که خداوند اسلام را بدان عزت خواهد داد یا ذلتی که کفر را بدان ذلیل خواهد کرد).

رسول‎الله صلی الله علیه وسلم خبر داده است که ما مسلمانان با ترک‌ها می‌جنگیم، در صحیح بخاری و مسلم از حضرت ابی هریره رضی الله عنه روایت شده که رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمود: (إِنَّ مِنْ أَشْرَاطِ السَّاعَةِ أَنْ تُقَاتِلُوا قَوْمًا ینْتَعِلُونَ نِعَالَ الشَّعَرِ وَإِنَّ مِنْ أَشْرَاطِ السَّاعَةِ أَنْ تُقَاتِلُوا قَوْمًا عِرَاضَ الْوُجُوهِ کأَنَّ وُجُوهَهُمْ الْمَجَانُّ الْمُطْرَقَةُ)

(از جمله علایم قیامت این است که شما با کسانی می‌جنگید که کفش‌های مخملی می‌پوشند و از جمله علایم قیامت این است که شما با کسانی می‌جنگید که صورت‌های پهنی دارند، گویی که چهره‌های آنها مانند سپرهایی هستند که توی آتش، داغ و کوبیده شده‎اند.)

در روایتی دیگر از بخاری و مسلم آمده است: (لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تُقَاتِلُوا التُّرْک صِغَارَ الْأَعْینِ حُمْرَ الْوُجُوهِ ذُلْفَ الْأُنُوفِ کأَنَّ وُجُوهَهُمْ الْمَجَانُّ الْمُطْرَقَةُ وَلَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تُقَاتِلُوا قَوْمًا نِعَالُهُمْ الشَّعَرُ) [9]

(قیامت برپا نمی‌شود، تا وقتی که شما علیه ترک‌ها، ترک‌هایی که چشم‌های کوچک و چهره‌های قرمز و بینی‌های فرو رفته دارند، مبارزه نکنید. چهره‌های آنها مانند سپرها کوبیده شده است و قیامت برپا نمی‌شود تا زمانی که شما علیه قومی‌که کفش‌های مخملی دارند، به مبارزه نپردازید).

پیشگویی‌های رسول‎الله صلی الله علیه وسلم تحقق پیدا کردند. مسلمانان تا به حال چندین بار علیه ترک‌ها جنگیده‌اند. امام نووی درباره تاتار، گروهی که جهان اسلام را زیر و رو کردند، می‌فرماید: بیانات رسول‎الله صلی الله علیه وسلم در مورد ترک‌ها تحقق پیدا کرده است. یعنی تمام ویژگی‌هایی که در حدیث برای آنها بیان شده است در ترک‌ها دیده می‌شود و مسلمانان چندین بار علیه آنها جنگیده‌اند. ما از خداوند متعال حسن عاقبت را برای مسلمانان در همه امور مسئلت داریم و الطاف دایمی‌و حمایت همه جانبه خداوند را برای مسلمانان آرزو می‌کنیم. بر رسول‎الله صلی الله علیه وسلم که از روی هوی سخن نمی‌گوید، بلکه اساس کلامش وحی الهی است، درود و سلام بی پایان می‌فرستیم.

وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.‏

وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالیمن.‏

دکتر عمر سلیمان اشقر

منبع: کتاب "قیامت صغری و قیامت کبری"؛ دکتر عمر سلیمان اشقر.

عصر اسلام

IslamAge.com

 


 

[1]. مسلم، کتاب الفتن.

[2]. بخاری، کتاب المناقب، حدیث شماره 3595.

[3]. حیره نام جائی است.

[4]. صحیح بخاری، کتاب مناقب. حدیث 3618.

[5]. صحیح مسلم، کتاب الفتن.

[6]. نسائی، احمد و غیره آن را نقل کرده‎اند و سندش قوی است.

[7]. احمد، دارمی، ابن ابی شیبه، حاکم، ذهبی این حدیث را صحیح قرار داده است.

[8] . ابن حبان در صحیح خود و ابن عروبه در المنتقی و شیخ ناصر الدین آن را در ردیف احادیث صحیح آورده است.

[9]. بخاری کتاب «جهاد» باب «الترک»، فتح الباری (6/103) و مسلم کتاب « الفتن» (4/2233) شماره (2912) این حدیث را روایت کرده‎اند.

مجان به معنی سپر است و مطرقه به لباسی می‌گویند: که در پشت پوشیده می‌شود، و مفهوم حدیث این است که ترک‌ها در رنگ و پهنی پیشانی به سپر می‌مانند.

ذلف به معنی قوس بینی است، برخی هم می‌گویند: کلفتی بینی را ذلف می‌نامند.

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان