سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

25 آذر 1396 27/03/1439 2017 Dec 16

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1122
تـعداد كل مقالات : 1908
تـعداد اعضاء سايت: 557
بازدید کـل سايت: 3384210
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 21   تعداد بازدید: 1382 تاریخ اضافه: 2016-08-25

رد حدیثی باطل درباره‌ ی معاویه رضی الله عنه

بسم الله الرحمن الرحیم

 

رد حدیثی باطل درباره‌ ی معاویه رضی الله عنه

 

بلاذری در کتابش «جمل من أنساب الأشراف» (۵/ ۱۹۷۸) حدیثی را به این صورت نقل کرده است:

"و اسحاق و بکر بن هیثم به نقل از عبدالرزاق بن همام به نقل از معمر ابن طاووس از پدرش از عبدالله بن عمرو بن العاص روایت کرده که گفت:  نزد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نشسته بودم که فرمودند: «از این راه مردی بر شما وارد خواهد شد که بر غیر دین من خواهد مُرد». راوی می‌ گوید: من پدرم را در حالی که برایش آب وضو گذاشته بودند، ترک کرده بودم و از ترس اینکه او از آن راه بیاید، مانند کسی که ادرار به او فشار آورد ترسیده بودم. می ‌گوید: پس ناگهان معاویه آمد و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: «این همان است»"[1].

بله؛ بلاذری این حدیث را به همین صورت در کتاب پیشین آورده است، اما باید بدانیم هر حدیثی که روایت می شود صحیح نیست و حتی اگر در همین کتاب بلاذری نگاهی بیندازیم خواهیم دید حدیث قبل و بعد از آن تصریح به این دارد که معاویه رضی الله عنه از اهل بهشت است!


ابن جوزی در کتابش «العلل المتناهیة في الأحادیث الواهیة» (۱/ ۲۸۰) پس از ذکر برخی احادیث دال بر بهشتی بودن معاویه رضی الله عنه و ضعیف دانستن آن می‌ گوید: "و از او روایت شده که وی – معاویه – از اهل جهنم است اما این محال است".

بنابراین مهم صحیح بودن سند است نه اینکه حدیث در چه کتابی وارده شده باشد.


یکی از رجال این سند، عبدالرزاق الصنعانی است که هرچند از امامان است اما علما همه‌ ی احادیث وی را مورد اعتماد ندانسته ‌اند و احادیثی را که از حفظ خود و نه از کتبش، و احادیثی را که پس از نابینا شدن روایت کرده و احادیث وی را در باب مناقب و معایب ـ مانند این حدیث ـ نپذیرفته ‌اند، زیرا به تشیع گرایش داشت.


ابن عدی در کتاب «الکامل» (۶/ ۵۴۵) می‌ گوید: "عبدالرزاق بن همام [صنعانی] تصنیفات و احادیث بسیاری دارد و راویان ثقه ‌ی مسلمان و امامانشان به نزد وی سفر می ‌کردند و در حدیث وی ایرادی نیافه‌ اند، اما او را به شیعه ‌گری منسوب کرده ‌اند و احادیثی در باب فضائل روایت کرده که هیچ یک از راویان ثقه - مورد اعتماد - روایت نکرده ‌اند و این بزرگترین ایرادی است که از وی گرفته‌ اند و همینطور به سبب احادیثی که درباره‌ ی عیوب دیگران آورده که در این کتاب ذکر نکرده ‌اند. اما از نظر راستگویی ‌اش امیدوارم اشکالی در وی نباشد، اما وی احادیثی در باب فضایل اهل بیت و عیوب دیگران روایت کرده که منکر است".

پس این روایت نیز از همین دسته به شمار می رود.


دارقطنی درباره‌ ی وی می‌ گوید: "ثقه است، اما در روایت از معمر به اشتباه احادیثی روایت می ‌کند که در کتابش نیست"[2].

احتمالاً این روایت نیز از همین دسته است، به ویژه آنکه خود عبدالرزاق این روایت را در مصنفش ذکر نکرده، چنانکه محقق کتاب بلاذری نیز به آن اشاره کرده است.


ابن حبان در کتاب می‌ گوید: "از جمله کسانی بود که احادیث را جمع‌ آوری نمود و تصنیف کرد و حفظ و مذاکره نمود، اما در صورت نقل از حفظ دچار اشتباه می‌ شد و علاوه بر آن به تشیع گرایش داشت"[3].

امام احمد می‌ گوید: "به احادیث کسانی که پس از نابینایی عبدالرزاق صنعانی از حفظ وی حدیث نقل کرده‌ اند توجه نمی‌ شود چرا که به وی احادیثی باطل تلقین می‌ شد"[4].


ابن رجب می‌ گوید: "کسان بسیاری ذکر کرده ‌اند که عبدالرزاق درباره‌ ی فصایل علی و اهل بیت احادیث منکری روایت می‌ کند و بعید نیست این‌ ها احادیثی باشد که پس از نابینایی به وی تلقین شده باشد، چنانکه امام احمد گفته‌ اند... و نسائی می ‌گوید: احادیثی که عبدالرزاق در پایان عمرش گفته مشکل دارد"[5].


همچنین در سند این حدیث چنانکه در «المنتخب من علل الخلال» ابن قدامه ص/۲۲۸ آمده اضطراب رخ داده است: "از احمد درباره‌ ی حدیث شریک از لیث از طاووس از عبدالله بن عمرو پرسیدم که از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم روایت کرده است: «مردی از اهل آتش بر شما وارد می ‌شود» پس معاویه وارد شد. گفت: این را فرزند طاووس از پدرش از عبدالله بن عمرو یا دیگری نقل کرده و این را با شک گفت.


خلال می‌ گوید: آن را عبدالرزاق از معمر از عبدالله بن عمرو از طاووس روایت کرده که گفت: شنیدم که فُرخاش این حدیث را از پدرم از عبدالله بن عمرو نقل می ‌کرد".


علاوه بر اضطرابی که در سند این روایت رخ داده، اضطراب دیگری نیز در متن آن وجود دارد؛ زیرا در روایتِ بلاذری آمده که مردی از اهل آتش بر شما وارد می ‌شود، و سپس معاویه رضی الله عنه وارد شد، اما در لفظ مسند احمد (۱۱/ ۷۱) آمده که گفت: «مردی ملعون بر شما وارد م ی‌شود» و حکم بر آنان وارد شد.


روایت دیگری که هیثمی در «مجمع الزوائد» (۱/ ۱۴۷) آورده و آن را به طبرانی در معجم الکبیرش منسوب نموده چنین آمده: "مردی بر شما وارد می ‌شود که روز قیامت بر غیر سنت من یا بر غیر دین من مبعوث خواهد شد". اما در این روایت مشخص نشده که چه کسی بر آنان وارد شد.


بنابراین با وجود چنین اضطرابی در سند و متن این حدیث ممکن نیست کسی که اندک بویی از علم و عقل دین برده برای طعن در صحابی رسول الله صلی الله علیه وسلم به چنین روایتی استناد کند.

برگرفته از:  https://islamqa.info

ام احمد

 



[1] "وحدثني إسحاق وبكر بن الهيثم قالا حدثنا عبد الرزاق بن همام أنبأنا معمر عن ابن طاوس عن أبيه عن عبد الله بن عمرو بن العاص قال: كنت عند النبي صلى الله عليه وسلم فقال: يطلع عليكم من هذا الفج رجل يموت على غير ملتي. قال: وكنت تركت أبى قد وضع له وَضُوء، فكنت كحابس البول مخافة أن يجيء. قال: فطلع معاوية فقال النبي صلى الله عليه وسلم: هذا هو".

[2] سؤالات أبي عبد الله بن بكير وغيره لأبي الحسن الدارقطني: ص/35

[3] الثقات: 8/ 412

[4] شرح علل الترمذی، نوشته ی ابن رجب: 2/577-578

[5] شرح علل الترمذي: 2/580

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

«خَيْرُ أُمَّتِي قَرْنِي ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ …» [متفق عليه]. 
بهترين مردمان، مردم قرن من است، سپس مردمي كه بعد از قرن من مى آيد، سپس مردمي كه بعد از قرن دوم مى‌آيد (سه قرن پس از پيامبر)

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان