سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

27 آذر 1396 29/03/1439 2017 Dec 18

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1123
تـعداد كل مقالات : 1909
تـعداد اعضاء سايت: 557
بازدید کـل سايت: 3386243
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 3   تعداد بازدید: 7467 تاریخ اضافه: 2011-07-29

زیبایی و خلاقیت در اختراعات علمی دورهٔ تمدن اسلامی

دکتر راغب سرجانی

مهارت مسلمانان در علوم فنی تنها به ساخت مساجد و مناره‌ها و گنبدها و پل‌ها و سدها و یا دیگر چیزها ختم نمی‌شود. بلکه در این میان خلاقیتهایی را مشاهده می‌کنیم که به وضوح حس زیباپسندی و خوش‌ذوقی دانشمند مسلمان را بازگو می‌کند، و نشان دهندهٔ توانایی وی در به تسخیر در آوردن اینگونه علوم به هدف آسایش و همینطور خوشبختی قلبی است.

دانشمندان تمدن اسلامی اختراعات مکانیکی دشواری، ابداع نموده‌اند که کاملا دقیق، ایفای نقش و وظیفه می‌کردند اما می‌بینیم که مخترع ماهر تنها به این بسنده نکرده و چیزهایی را به آن اضافه نموده تا اختراع، در کنار زیبایی عمل از زیبایی ظاهر نیز برخوردار شود تا اندازه‌ای که زیبایی ظاهر چیزی از زیبایی عمل کم ندارد؛ به عنوان مثال:

ساعتها:

ابن کثیر ذکر می‌کند که یکی از درب‌های مسجد جامع دمشق را باب الساعات می‌نامیدند، چون در آنجا ساعتهایی ساخت دست مهندس محمد بن علی ساعاتی پدر فخرالدین رضوان بن الساعاتی[1] نصب شده بود.

بوسیلهٔ این اختراع هر یک ساعتی که از روز می‌گذشت مردم از آن آگاه می‌شدند. بر روی این ساعت، چند پرنده و یک مار و یک کلاغ از جنس مس ساخته شده بود، زمانی که ساعتی از روز سپری می‌شد، مار از جایگاهاش خارج می‌شد و پرندگان شروع می‌کردند به خواندن، سپس کلاغ فریاد می‌کشید، و پس از آن یک دانه سنگریزه در تشت می‌افتاد و مردم از این طریق آگاه می‌شدند که یک ساعت از روز سپری شده است. [2] ابن جزری هم ساعتی شبیه به این ساعت داشته است.[3]

ابن جبیر نیز در وصف این ساعت می‌گوید: «از سمت راست بیرون دروازهٔ جیرون در دیوار کاشی کاری شدهٔ روبرویی، اتاقی وجود دارد دارای طاق بزرگ دایره شکلی که دو رف مسی درونش قرار دارد و درب‌های بسیار کوچکی به تعداد ساعتهای روز درونش باز است و اینگونه طراحی شده است که هنگامی که یک ساعت از روز سپری شد دو وزنهٔ کوچک مسی از دهان دو باز طراحی شده از مس به پایین می‌افتند، درون دو کاسهٔ مسی که دقیقا زیر آنها قرار گرفته، یکی زیر اولین درب از درب‌های ذکر شده و دومی هم زیر آخرین درب. کاسه‌های مسی سوراخهای دارند که پس از افتادن وزنه‌ها ـ به اندازهٔ فندق ـ درون آنها، وزنه‌ها از طریق این سوراخها به داخل دیوار درون اتاق برمی‌گردند. سپس دیده می‌شود که بازها گردن‌شان را برای برداشتن وزنه‌های فندقی شکل به سمت کاسه‌های مسی دراز می‌کنند و به سرعت گردنهایشان را پرتاب می‌کنند، این طراحی آنچان شگفت‌انگیز است که انسان از روی توهم، خیال می‌کند که سحر و جادویی در کار است. هنگام افتادن وزنه‌ها درون کاسه‌های مسی صدای طنینی به گوش می‌رسد و همزمان درب کوچکی که نشانگر آن ساعت از روز است با لوحی مسی بسته می‌شود؛ این روال بعد از سپری شدن هر یک ساعت از روز ادامه دارد تا اینکه همهٔ درب‌ها بسته شوند و ساعتها همه سپری شوند، سپس ساعت به حالت اولیه خود بر می‌گردد.

اما برای شب تدبیر دیگری بکار گرفته شده، به اینصورت که در قسمت قوسی شکلی که قوس آن به طرف دو رف مسی که قبلا ذکر شده، تمایل دارد؛ 12 دایرهٔ مسی مشبک نصب شده که در مسیر مقابل هر دایره، شیشه‌ای در دیوار درون اتاق جاسازی شده، همهٔ این طراحی‌ها کلا پشت رفهای یاد شده قرار گرفته‌اند. و پشت شیشه‌ها نیز چراغی قرار گرفته که به ترتیب مقدار ساعت‌های شب، آب در آن جریان دارد، پس هر گاه که آن ساعت سپری می‌شد نور چراغ، شیشهٔ مربوطه را کاملا در بر می‌گرفت و از این طریق نور بر دایرهٔ مسی روبرویی آن شیشه متمرکز می‌شد و در نتیجهٔ این روند، دایره‌ای قرمز رنگ در نظر بیننده جلوه‌گر می‌شد. و این روال هم تا سپری شدن تمام ساعات شب ادامه داشت، تا همهٔ دایره‌ها قرمز می‌شدند. در اتاق نیز شخصی گماشته شده بود که برای اداره امور ساعتها آموزش دیده بود. مثلا دربهای ساعات روز را مجددا باز می‌کرد و وزنه‌های مسی را به جای خود بر می‌گرداند. در زبان عامهٔ مردم وی را المِنْجَانة می‌نامیدند».[4]

هارون الرشید، خلیفهٔ عباسی نیز در قرن دوم هجری (نهم میلادی، در حدود سال 807 م) هدیه‌ای عجیب برای دوستش شارلمانی پادشاه فرنگ (فرانسه)، فرستاد. «آن هدیه عبارت بود از یک ساعت بسیار بزرگ به بلندای دیوار یک اتاق که به وسیلهٔ نیروی جریان آب کار می‌کرد. پس از سپری شدن یک ساعت تمام، تعداد معینی گوی فلزی به اندازهٔ مقدار ساعت مربوطه و با فاصلهٔ زمانی مشخص از ساعت خارج می‌شد و بر روی یک صفحهٔ مسی بزرگ سقوط می‌کرد که صدای زنگی موسیقی‌وار ایجاد می‌کرد و در سرتاسر قصر طنین آن به گوش می‌رسید و همزمان یکی از درب‌های دوازده‌گانهٔ ساعت که همگی به درون ساعت راه داشتند، باز می‌شد و سربازی از آن خارج می‌شد. آن سرباز پس از یک‌بار چرخش حول ساعت مجددا به جایی که از آن خارج شده بود باز می‌گشت، اما هنگام سپری شدن ساعت 12، از همهٔ درب‌های دوازده‌گانه به یکباره دوازده سرباز همزمان خارج می‌شدند و پس از طی کردن یک دور کامل همگی به جای خود باز می‌گشتند و درب‌ها پشت سرشان بسته می‌شد».

این اوصافی بود که در کتب مرجع عربی و بیگانه از این ساعت آمده. ساعتی که در زمان خود اعجوبه‌ای هنری بود. شاهکاری که حیرت پادشاه و درباریان را برانگیخته بود، اما راهبان قصر بر این باور بودند که شیطانی درون ساعت وجود دارد و همهٔ این کارها را او انجام می‌دهد. به همین خاطر شبانه به کمین نشستند و با تبر به جان ساعت افتادند و آن را تکه تکه کردند. اما هیچ چیز در رابطه با باورشان دستگیرشان نشد. و دیگر اینکه در مراجع تاریخی روایتهایی موجود است که می‌گوید: عرب[5]در تکنولوژی ساخت اینگونه وسایل زمان‌سنج چنان پیشرفتی داشته که در عهد مأمون خلیفهٔ عباسی، ساعتی بسیار پیشرفته‌تر به پادشاه فرانسه اهدا شد. در این ساعت بجای استفاده از نیروی جریان آب، نیروی میکانیکی به کار گرفته شده بود، آن هم به واسطهٔ وزنه‌هایی آهنی که با زنجیر آویخته شده بودند.[6]

یکی از جمله برداشتهایی که می‌توان از این روایات داشت، پی بردن به سطحی از علم و دانش است که خِرَد مسلمان توانسته بودند بدان نائل آید. آنهم بر اساس اندیشه و خلاقیت، خلاقیتی که بین جنبهٔ عملی و جانب زیبایی اختراعات هیچ فاصله‌ای نمی‌انداخت بلکه هر دو را بدون هیچگونه تداخلی در امر یکدیگر در کنار هم یکجا قرار می‌داد.

رُبات‌ها!

اگر امروزه قرار است زندگی بشر وارد دوره‌ای جدید، بنام «عصر رباتها» شود، با توجه به این امر که تکنولوژی رباتیک، طی چند سال اخیر پیشرفتی چشمگیر داشته، لازم است بدانیم که مراجع تاریخی اسلامی به این امر اشاره دارد که نقطهٔ آغازین این حرکت در دورهٔ تمدن اسلامی قرار دارد.

و این امر به دست دانشمند خبرهٔ ترفندهای مهندسی، «بدیع الزمان أبی العز إسماعیل بن رزاز جزری» که در قرن ششم هجری می‌زیسته، تحقق یافته است؛ وی اولین دانشمندی است که یک ربات مکانیکی متحرک را، به منظور انجام کارهای منزلی اختراع کرد. آن زمانی که خلیفه از وی طلب کرد تا وسیله‌ای برایش بسازد که او را هر زمان که خواست برای نماز وضو بگیرد از خدمتکار بی‌نیازش سازد. جزری نیز وسیله‌ای برایش ساخت به شکل جوانی راست قامت که در یک دستش آفتابه‌ای از آب بود و در دست دیگرش یک حوله و بر عمامه‌اش پرنده‌ای ایستاده بود. هر زمان که وقت نماز فرا می‌رسید پرنده شروع می‌کرد به آواز خواندن و خدمتکار مکانیکی به سمت آقای خویش پیش می‌رفت و با آفتابه مقدار معینی آب بر دستان وی می‌ریخت. سپس زمانی که وضو گرفتن به پایان می‌رسید حوله را تقدیم می‌کرد و در نهایت امر به جای خود باز می‌گشت و پرنده همچنان می‌خواند! [7]

رحل میکانیکی قرآن!

به تازگی (1975م) در کتابخانهٔ لورنیین در فرانسه دست‌نوشته‌ای در مورد ترفندهایی سودمند، تحت عنوان «الأسرار فی نتایج الأفکار»، کشف شده است که متعلق به دوران حکومت اعراب در اسپانیا می‌باشد.

این کتاب حاوی قسمتهای مهمی در زمینهٔ توربین‌ها و پیستون‌های آبی است که همچنین روش ساخت بیش از 30 دستگاه مکانیکی را توضیح داده است، بعلاوهٔ ساعت خورشیدی بسیار پیشرفته‌ای در زمان خود.

خوان ویرنت استاد تاریخ علوم عربی در دانشگاه بارسلون می‌گوید: «من مطمئن هستم که کتاب «الأسرار فی نتائج الأفکار» به مؤلف اسپانیایی عرب‌تبار، احمد (یا محمد) بن خلف مرادی که در قرن پنجم هجری (یازدهم میلادی) می‌زیسته، تعلق دارد و وی در این کتاب به آموزش ساخت اسباب‌بازیهایی مکانیکی پرداخته که اکثر آنها قابلیت استفاده به عنوان ساعت آبی را نیز داشته‌اند».

ویرنت، همچنین اصرار دارد که بین این کتاب و کتاب دیگری که چمیللر در سال (1922م) به آلمانی ترجمه‌اش کرده رابطهٔ نزدیکی وجود دارد. همچنان که تأکید دارد، مهندس معماری، فیلاردو هنکور فرانسوی که در نیمهٔ دوم قرن دوازدهم میلادی، می‌زیسته از تکنولوژی جهان عرب در مورد حرکات مداوم و بی‌وقفهٔ دستگاههای میکانیکی، آگاهی داشته است.[8]

اما آنچه در این مورد برای ما اهمیت دارد، نمونه‌هایی از تکنولوژیی است که کتاب مرادی آنرا به تصویر می‌کشد:

«رحل قرآن» که در مسجد جامع قرطبه در اندلس قرار دارد؛ رحلی که می‌تواند یک نسخهٔ نادر از قرآن کریم را در اختیار خواننده قرار دهد آنهم بدون نیاز تماس دست با قرآن، چرا که خود رحل به صورت خودکار باز می‌شود؛ اینگونه که، مجموعه‌ای متشکل از یک رحل و یک نسخه از مصحف قرآن که بر روی یک رف متحرک قرار گرفته درون صندوق قفل‌داری کار گذاشته شده و در طبقهٔ فوقانی مسجد از آن نگهداری می‌شود. زمانی که کلید صندوق چرخانده شود، فوراً دو درب صندوق به طور خودکار به سمت داخل باز می‌شوند و رف، که مصحف قرآن بر آن قرار دارد خود به خود تا حدی مشخص بالا می‌آید و همزمان نیز رحل قرآن باز شده و نهایتا درب‌های صندوق مجددا بسته می‌شود. اگر بار دیگر کلید در قفل صندوق قرار گیرد و در جهت معکوس چرخانده شود، تمام این مراحل، یکی پس از دیگری، ولی دقیقا برعکس، تا بسته شدن کامل صندوق اجرا می‌شود. با به کارگیری تسمه‌ها و سازه‌کارهایی، کاملا مخفی و بدور از دید که ماهرانه جاسازی شده‌اند.[9]

با این ابتکارها و خلاقیت‌ها، مسلمانان توانستند دستگاهها و سیستم‌هایی به جهان تقدیم کنند که به خودی خود، توانست بیانگر زیبایی تمدن و ذوق رفیع آنها باشند.

مترجم: ابوعبدالله مدنی ـ منبع اصلی به زبان عربی: سایت قصة الإسلام

عصر اسلام

IslamAge.com


[1] ابن الساعاتی: رضوان بن محمد بن علی بن رستم، فخر الدین خراسانی، ابن الساعاتی (وفات 618هـ / 1221م) طبیب، فیلسوف و شاعر مسلمان. پدرش مهندس در زمینه ساخت ساعتها بود به همین سبب به الساعاتی شهرت داشت. تولد و وفات وی نیز در دمشق بوده. نگا: الذهبی: سیر أعلام النبلاء 21/471.

[2] ابن کثیر: البدایة و النهایة 9/180.

[3] دونالد ر.هیل: العلوم والهندسة فی الحضارة الإسلامیة ص 169.

[4] ابن جبیر: رحلة ابن جبیر ص240، 241.

[5] مراجع بیگانه گاه مسلمانان را ـ چه عرب و چه غیر عرب ـ عرب می‌نامیدند زیرا مراجع علمی و زبان علمی مسلمانان معمولا به زبان عربی بود. [عصر اسلام]

[6] سیدیو در این مورد تحقیقی در کتابش «تاریخ العرب» دارد، نگا: محمد کرد علی: الإسلام و الحضارة العربیة 1/226.

[7] در رابطه با کتاب جزری: الجامع بین العلم و العمل النافع فی صناعة الحیل، این کتاب توسط دونالد هیل در سال (1974م) به انگلیسی ترجمه شده، و جورج سارتون تاریخ‌نگار معاصر علوم، این کتاب را واضح‌ترین کتاب در نوع خود توصیف کرده و اینکه می‌توان این کتاب را قله‌ای در زمینهٔ این نوع از دست‌آوردهای تکنولوژیکی مسلمانان قلمداد کرد. نگا: أحمد فؤاد پاشا: التراث العلمی الإسلامی ص31.

[8] أحمد فؤاد پاشا: التراث العلمی الإسلامی ص35، 36.

[9] خوان ویرنت: الإنجازات المیکانیکیة فی الغرب الإسلامی، مجلة العلوم الأمریکیة، ترجمهٔ عربی‌ آن، کویت، اکتبر / نوامبر، جلد 10، 1994م، به نقل از منبع قبلی ص35.

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

حدیث: (وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ) و رد شبهه ی روافض درباره ی معاویه رضی الله عنه.


از جمله امور واجب بر مسلمان؛ داشتن حسن ظن به صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم است. زیرا صحابه بهترین یاران برای بهترین پیامبر بودند. در نتیجه حق آنان ستایش است. و کسی که به آنان طعن زند در واقع به دین خود طعن زده است.


امام ابو زرعه رازی رحمه الله در این باره فرموده: (اگر کسی را دیدی که از شأن و منزلت صحابه می کاهند؛ پس بدان که وی زندیق است. زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم بر ما حق دارند همانطور که قرآن بر ما حق دارد. و صحابه همان کسانی بودند که قرآن و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم را به ما رسانده اند. و چنین افرادی فقط می خواهند شاهدان ما را خدشه دار کنند تا از این طریق به صحت قرآن و سنت طعن وارد کنند. در نتیجه آنان زندیق اند)[1].


و یکی از صحابه ای که به ایشان تهمت می زنند؛ صحابی جلیل معاویه رضی الله عنه است. با استدلال به حدیث: (افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند)[2]. که در این مقاله می خواهیم این شبه را رد کنیم.


همانطور که می دانیم عده ای از صحابه ی رسول الله صلی الله علیه و سلم در جنگ صفین به خاطر اجتهاد و برداشتی که داشتند؛ طوری که به نظر هر طرف چنین می رسید که وی بر حق است؛ به قتل رسیدند. به همین دلیل وقتی برای بعضی از آنها روشن شد که در اشتباه بوده اند؛ بر آنچه انجام دادند؛ پشیمان شدند. و پشمیانی توبه است. و توبه؛ گناهان گذشته را پاک می کند؛ بخصوص در حق بهترین مخلوقات و صاحبان بالاترین مقام و منزلت ها بعد از پیامبران و انبیاء الله تعالی.


و کسی که درباره ی این موضوع تحقیق می کند؛ برایش مشخص خواهد شد که سبب این قتال اهل فتنه بودند همان گروهی که باطل را انتشار می دادند.


و همانطور که می دانیم در این قتال بسیاری از صحابه رضی الله عنهم برای ایجاد صلح بین مردم خارج شدند؛ زیرا جنگ و خونریزی متنفر ترین چیز نزد آنان بود.


امام بخاری رحمه الله با سندش از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده: (روزی ابوسعید خدری رضی الله عنه در حال سخن گفتن بود که صحبت از ساختن مسجد نبوی به میان آورد و گفت: ما هر كدام یک خشت حمل می ‌كردیم. ولی عمار دوتا، دوتا حمل می كرد. رسول الله صلی الله علیه و سلم او را دید. و در حالی كه گرد و خاک را از او دور می‌ ساخت، فرمود: افسوس برای عمار، كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد.عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند. راوی می‌ گوید: عمار بعد از شنیدن این سخن ‏گفت: از فتنه‌ها به الله پناه می ‌برم)[3].


اما در این حدیث مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به اسباب آن است که همان پیروی از امیر است. و مقصود از دعوت به سوی آتش؛ دعوت به اسباب آن یعنی اطاعت نکردن از امیر و خروج علیه وی است.


اما کسی که این کار را با اجتهاد و برداشتی که جایز باشد؛ می کند؛ معذور خواهد بود.


حافظ ابن کثیر رحمه الله درباره ی این حدیث چنین می فرماید: (این حدیث از جمله دلائل نبوت است؛ زیرا رسول الله صلی الله علیه و سلم درباره ی کشته شدن عمار به دست گروهی یاغی خبر می دهد. و قطعا هم این اتفاق افتاد. و عمار را در جنگ صفین اهل شام به قتل رساندند. که در این جنگ عمار با علی و اهل عراق بود. چنان که بعدا تفاصیل آن را بیان خواهم کرد. و علی در این موضوع بر معاویه اولویت داشت.


و هرگز جایز نیست که به خاطر نام یاغی بر یاران معاویه آنان را کافر بدانیم. چنانکه فرقه ی گمراه شیعه و غیره چنین می کنند. زیرا آنان  با اینکه در این کار نافرمانی کردند؛ اما در عین وقت مجتهد بودند. یعنی با اجتهاد مرتکب چنین عملی شدند. و همانطور که واضح است و همه می دانیم هر اجتهادی صحیح و درست در نمی آید. بلکه کسی که اجتهادش صحیح درآید؛ دو اجر می برد و کسی که در اجتهادش خطا کرده باشد؛ یک اجر به وی خواهد رسید.


و کسی که در این حدیث بعد از سخن: (كه توسط یک گروه یاغی به قتل می رسد) بیافزاید و بگوید: (الله تعالی شفاعت مرا به وی روز قیامت نمی رساند). در حقیقت افترای بزرگی بر رسول الله صلی الله علیه و سلم زده است. زیرا هرگز رسول الله صلی الله علیه و سلم چنین چیزی را نگفته اند. و از طریق صحیح نقل نشده است. والله اعلم.


اما معنای این فرموده که: (عمار آنها را به بهشت فرا می خواند و آنها وی را به سوی آتش، دعوت می ‌دهند) چنین بوده که عمار و یارانش اهل شام را به اتحاد و همدلی دعوت می کرد. اما اهل شام می خواستند چیزی را به دست آورند که دیگران بیشتر از آنان حق داشتند آن را به دست آورند. و نیز می خواستند مردم به صورت جماعات و گروه های مختلفی باشند که هر کدام از آن جماعات برای خود امامی داشته باشند؛ در حالی که چنین چیزی امت را به اختلاف و تضاد می رساند. طوری که هر گروه به راه و روش خود پایبند می بودند و لو که چنین قصد و هدفی هم نداشته باشند)[4].


و حافظ ابن حجر رحمه الله در این باره می فرماید: (اگر گفته شود: عمار در صفین کشته شد؛ در حالی که وی با علی بود. و کسانی هم که وی را به قتل رساندند معاویه و گروهی از صحابه بود که با او همکاری می کردند. پس چطور ممکن است که رسول الله صلی الله علیه و سلم گفته باشد آنان یعنی گروه معاویه و یارانش به آتش دعوت می کردند؟


در جواب می گوییم: زیرا آنان (گروه معاویه و یارانش) گمان می کردند که به سوی بهشت دعوت می دهند. و همانطور که واضح و آشکار است همه ی آنها مجتهد بودند در نتیجه به خاطر پیروی از گمانشان هرگز سرزنش و توبیخ نمی شوند. بنا بر این مقصود از دعوت به سوی بهشت؛ دعوت به عوامل آن که همان اطاعت از امام است؛ می باشد. و عمار آنان را به پیروی از علی رضی الله عنه دعوت می داد؛ زیرا علی در آن زمان امام واجب الطاعه بود. در حالی که معاویه و گروهش به خلاف آنان دعوت می دادند؛ که آن هم به خاطر برداشتی بود که در آن هنگام به آن رسیده بودند)[5].


بنا بر این نکته ی مهم در این مسأله این است که بین مجتهدی که اشتباه کرده با کسی که به عمد فساد و فتنه به راه می اندازد؛ تفاوت و تباین قائل شویم.


و برای اثبات این قضیه این فرموده ی الله عزوجل را برایتان بیان می کنم که می فرماید: (و اگر دو گروه از مؤمنان با يکديگر به جنگ برخاستند، ميانشان آشتی افکنيد و اگر يک گروه بر ديگری تعدی کرد، با آن که تعدی کرده است بجنگيد تا به فرمان الله بازگردد پس اگر بازگشت، ميانشان صلحی عادلانه برقرار کنيد و عدالت ورزيد که الله عادلان را دوست دارد * يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد، و از الله بترسيد، باشد که شما مشمول رحمت شويد)[6].


همانطور که در آیه می بینیم؛ جنگ بین مؤمنین امکان دارد که پیش آید؛ اما بدون اینکه اسم ایمان از یکی از گروه ها برداشته شود. زیرا در آیه بعد فرموده: (يقيناً مؤمنان برادرند، پس ميان برادرانتان صلح (وآشتی) بر قرار کنيد). یعنی با اینکه با یکدیگر می جنگند امام باز هم آنها را برادر نامیده و به مسلمانان دیگر دستور داده که بین آنها صلح و آشتی برقرار کنند.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در باره ی این آیه فرموده: (همانطور که روشن و آشکار است الله سبحانه و تعالی با اینکه ذکر کرده دو گروه باهم می جنگند؛ و یکی بر دیگری تعدی می کند؛ اما هر دو را برادر نامیده و دستور داده که در ابتدا بین آنها صلح برقرار کنیم. سپس فرموده اگر یکی از آن دو گروه بر دیگری تعدی کرد؛ با آن گروه بجنگید. به عبارت دیگر از همان ابتدای امر دستور به جنگ با آنان نداده است؛ بلکه در ابتدا دستور به برقراری صلح داده است.


علاوه بر این رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر دادند که خوارج را گروهی خواهد کشت که نردیکتر به حق هستند. و همانطور که می دانیم علی بن ابی طالب و یارانش کسانی بودند که خوارج را کشتند.


در نتیجه این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم که آنان به حق نزدیکتر هستند؛ دلالت دارد بر اینکه علی و یارانش از معاویه و یارانش به حق نزدیکتر بودند؛ با وجود اینکه هر دو گروه مؤمن هستند و شکی در ایمان آنان نیست)[7].


و از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت شده که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: (هنگامی كه مسلمانان دچار اختلاف می شوند گروه خوارج از اسلام خارج می گردد و در چنين وضعی از ميان دو طايفه مسلمان كسی كه به حق نزدیکتر است با آنها می جنگد)[8].


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در این باره فرموده: (این حدیث صحیح دلیل بر این است که هر دو طائفه ی (علی و یارانش و معاویه و یارانش) که با هم می جنگند؛ بر حق هستند. اما علی و یارانش از معاویه و اصحابش به حق نزدیکتر هستند)[9].


پس نتیجه ای که می گیریم این است که: مجرد سخن: (به آتش دعوت می کنند)؛ به معنای کفر نیست. و از چنین برداشتی به الله تعالی پناه می بریم. و کسی که چنین برداشتی از این سخن می کند در واقع نشان دهنده ی جهل بیش از حد وی است. بلکه باید بدانیم این حدیث از احادیث وعید است؛ همانطور که ربا خوار یا کسی که مال یتیم را می خورد در آتش هستند؛ اما چنین کلامی مستلزم کفر فعل کننده ی آن نیست؛ با اینکه عملش حرام است بلکه حتی از گناهان کبیره است.


و بدین ترتیب این شبهه مردود و باطل است.

منبع: islamqa.info

مترجم: ام محمد

 

 

 

 

 

 



[1] ـ الكفاية في علم الرواية: (ص:49).

[2] ـ صحیح بخاری: (وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ).

[3] ـ صحیح بخاری: (أَنَّهُ كَان يُحَدِّث يَوْماً حَتَّى أَتَى ذِكْرُ بِنَاءِ الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: كُنَّا نَحْمِلُ لَبِنَةً لَبِنَةً، وَعَمَّارٌ لَبِنَتَيْنِ لَبِنَتَيْنِ، فَرَآهُ النَّبِيُّ r فَيَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْهُ، وَيَقُولُ:«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ قَالَ: يَقُولُ عَمَّارٌ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْفِتَنِ).

[4] ـ البداية والنهاية: (4/538).

[5] ـ فتح الباری: (1/542)، و مجموع فتاوى شيخ الإسلام: (4/437).

[6] ـ حجرات:9-10: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّـهِ ۚفَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚوَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ).

[7] ـ مجموع الفتاوى (25/ 305-306).

[8] ـ صحیح مسلم: (تَمْرُقُ مَارِقَةٌ عِنْدَ فُرْقَةٍ مِنْ الْمُسْلِمِينَ يَقْتُلُهَا أَوْلَى الطَّائِفَتَيْنِ بِالْحَقِّ).

[9] ـ مجموع الفتاوى: ( 4 / 467 ).

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان