سایت عصر اسلام

 

     

 
 
             

کیبورد فارسی

جستجوی پیشرفته

 

1 خرداد 1401 20/10/1443 2022 May 22

 

فهـرست

 
 
  صفحه اصلی
  پيامبر اسلام
  پيامبران
  خلفاى راشدين
  صحابه
  تابعين
  قهرمانان اسلام
  علما، صالحان وانديشمندان
  خلفاى اموى
  خلفاى عباسى
  خلفاى عثمانى
  دولتها و حكومتهاى متفرقه
  جهاد و نبردهاى اسلامی
  اسلام در دوران معاصر
  آينده اسلام و علامات قيامت
  عالم برزخ و روز محشر
  بهشت و دوزخ
  تاریخ مذاهب و ادیان دیگر
  مقالات تاریخی متفرقه
  شبهات و دروغ‌های تاریخی
  تمدن اسلام
  كتابخانه
  کلیپهای صوتی
  کلیپهای تصویری
  عضویت در خـبرنامه
  در مـورد سایت
  ارتبـاط با ما
  تمـاس با ما
 
 
 

آمـار سـا یت

 
تـعداد کلیپهای صوتي: 786
تـعداد کلیپهای تصويري: 0
تـعداد مقالات متني: 1144
تـعداد كل مقالات : 1930
تـعداد اعضاء سايت: 571
بازدید کـل سايت: 5737978
 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت جامع فتاوی اهل سنت و جماعت

سایت مهتدین

 
 

 

 

 

 

 

شماره: 206   تعداد بازدید: 2018 تاریخ اضافه: 2010-03-25

اسم، نسب، کنیه، القاب، صفات، خاندان و جایگاه ایشان در عصر جاهلیت

بسم الله الرحمن الرحیم

 

نخست: اسم، کنیه و القاب

1- ایشان عثمان بن عفّان، ابوالعاص بن امیّه بن عبدالشمس بن عبد مناف بن قصّی[1] بن کلاب است که نسب ایشان در عبد مناف به نسب پيامبر صلی الله عليه وسلم می‌رسد. مادرشان أروی دختر کُرَیْز بن ربیعه بن حبیب بن عبدشمس بن عبد مناف بن قصّی[2] و مادر بزرگ مادری ایشان، ام حکیم البیضاء دختر عبدالمطلب، خواهر تنی عبدالله، پدر نبی اکرم صلی الله عليه وسلم می‌باشد، زبیر بن بکار نقل می‌کند که ام حکیم و عبدالله دوقلو بوده‌اند. بنابراین حضرت عثمان پسر دختر عمه رسول الله صلی الله عليه وسلم  بود و حضرت رسول، پسر دایی مادر حضرت عثمان. مادر حضرت عثمان، در دوران خلافت پسرش، مسلمان از دنیا رفت و ایشان، خود، در تشییع جنازه مادر شرکت نمودند[3] اما پدر آن حضرت در زمان جاهلیت فوت نمود.

2- کنیه ایشان: در زمان جاهلیت کنیه ایشان، أبو عمرو بود اما پس از اين‌كه رقیه دخت رسول اکرم صلی الله عليه وسلم از ایشان، صاحب عبدالله شد، مسلمانان، ایشان را با کنیه ابوعبدالله صدا می‌زدند.[4]

3- لقب ایشان: لقب آن حضرت ذی‌النورین بود. بدرالدین العینی[5] در شرح خود بر صحیح بخاری گفته است: از مهلّب بن أبی صفره[6] سؤال شد: چرا به عثمان، ذی‌النورین می‌گفتند؟ او گفت: زیرا ایشان تنها فردی بود که با دو دختر نبی اکرم ازدواج نمود[7]. عبدالله بن عمر بن أبان جعفی در این مورد گفته است: دائیم، حسین جَعفی به من گفت: پسرم، آیا می‌دانی چرا به عثمان، ذی‌النورین می‌گفتند؟ من گفتم: نه نمی‌دانم، او گفت: زیرا که از ميان خلقت آدم تا روز قیامت تنها عثمان است كه با دو دختر یک پیامبر ازدواج کرده است[8]. هر چند در این رابطه، قولی بر این است که چون در هنگام شب، زیاد قرآن تلاوت می‌نمود، به این لقب شهرت یافت، زیرا قرآن و قیام در شب هر دو بسان نور می‌باشند.[9]

4- تولّد ایشان: آن حضرت در مکه و شش سال بعد از عام‌الفیل به دنیا آمد[10]. هرچند که قولی دیگر، شهر طائف را محل تولد ایشان می‌داند. به این ترتیب می‌بینیم که ایشان، پنج سال از حضرت رسول صلی الله علیه وسلم  کوچکتر بوده‌اند.[11]

5- ظاهر ایشان: آن حضرت، مردی بودند میان بالا، با پوستی نازک، ریشی پرپشت، مفاصلی بزرگ و پشتی پهن، موی سرشان انبوه بود و عادت داشتند ریششان را زرد می‌‌کردند. امام زُهری در وصف ظاهر ایشان می‌فرماید: عثمان مردی چهارشانه، با موها و صورتی زیبا که موهای دو طرف پیشانیش ریخته بود[12]، بینیشان باریک و دراز بود و ساق‌های پایشان کلفت می‌نمود، دستانی بلند، موهایی مجعّد، دهانی زیبا و سیمایی زیبا داشتند. گویند ایشان، پوستی سفید داشت، اگرچه قولی دیگر بر آن است که او رنگی گندمی داشته‌اند.[13]

 

دوم: خانواده ایشان

حضرت، هشت همسر داشتند که همه، بعد از اسلام با ایشان ازدواج نمودند. آنان به ترتیب عبارتند از: رقیّه دختر نبی‌اکرم، حضرت از ایشان صاحب عبدالله شدند. سپس آن حضرت بعد از وفات رقیّه، با ام‌کلثوم دختر دیگر بزرگوار حضرت رسول ازدواج نمود. همسر دیگر آن حضرت فاخته دختر غزوان و خواهر امیر عتبه بن غزوان است که از ایشان صاحب عبدالله اصغر شدند. سپس با أم عمرو دختر جندب ازدی ازدواج کرد و از او صاحب عمرو، خالد، أبان، عمر و مریم شدند. پس از آن با فاطمه دختر ولید بن عبدشمس بن مغیرة مخزومی وصلت نمود و از او صاحب ولید، سعید، ام سعد شدند. حاصل ازدواج ایشان با ام النبیین دختر عینیه بن حصن قراری، عبدالملک بود. ایشان از رمله دختر شیبه بن ربیعه اموی صاحب عثمان، عائشهل، أم أبّان و أمّ عمرو شدند. لازم به ذکر است که رمله در زمان پيامبر صلی الله عليه وسلم اسلام آورده و با ایشان بیعت نمودند. آخرین همسر ایشان، نائله دختر فرافصه کلبی بود که قبل از زفاف، از مسیحیت برگشته و به دین اسلام گروید.[14]

ایشان را نه پسر بود که عبارت بودند از: عبدالله از همسرش رقیه، که دو سال قبل از هجرت به دنیا آمد و مادرش او را با خود و حضرت عثمان به مدینه برد. در طفولیت، خروس نزدیک چشم او را مجروح کرد. این زخم به تدریج بزرگ شد[15] تا اين‌كه در سال چهارم بعد از هجرت بر اثر شدت این زخم، عبدالله در سن شش سالگی فوت کرد. دومین پسر او عبدالله اصغر پسر فاخته بنت غزوان بود. سومین پسر ایشان، عمرو پسر أم عمرو دختر جندب بود که عمرو بعدها از پدر خود، حضرت عثمان و اسامه بن زید حدیث را روایت نمود و علی بن حسین، سعید بن مسیب و ابوالزّناد از او حدیث را روایت کرده‌اند. او با رمله دختر معاویه بن أبی سفیان ازدواج نمود و در سال هشتاد بعد از هجرت وفات یافت. دیگر پسران آن حضرت از ام عمرو، خالد، أبان و عمر بودند. أبان در فقه، امام بود که بعدها در دوران خلافت عبدالملک بن مروان و به مدت هفت سال امارت مدینه را برعهده داشت. أبان احادیثی را از پدر خود و زید بن ثابتس روایت نمود که يكي از آن‌ها این حدیث می‌باشد: هر کس در آغاز روز و ابتدای شب بگوید:

«بِسْم اللهِ الّذی لایَضُرُّ مَعَ اسْمِه شَیءٌ فی الأَرضِ و لا فی السَّماءِ وَ هو السَّمیعُ العَلیمُ».

(با نام آن فرمانروا و پروردگاری که با پناه بردن به نام او هیچ کس و هیچ چیز را یارای زیان رسانیدن به انسان نیست و او پروردگاری است شنوا و دانا).

هیچ کس و هیچ چیز نمی‌تواند در طول آن روز و آن شب به او زیانی رساند. آن روز که فلج شد گفت: سوگند به خدا این جزای فراموش کردن آن دعاست که خداوند آن‌را در مورد من اجرا نمود»[16]. او، خود، از فقهای مدینه بود و در سال صد و پنج هجري وفات یافت[17]. و عمر نیز از ام عمرو دختر جندب زاده شد، ولید و سعید دیگر پسران حضرتس بودند که ایشان از فاطمه دختر ولید مخزومی صاحب آنان شد. سعید در سال (56 ه‍‌) و در زمان خلافت معاویه بن أبی سفیان امارت خراسان داشت. حضرتس از ام النبین صاحب پسری به نام عبدالملک شد که در طفولیت فوت کرد. نقل است که آن حضرتس از نائله دختر فرافصه نیز صاحب پسری شد که نام او را عنبسه گذاشتند.[18]

دختران ایشان نیز عبارت بودند از: مریم، دختر أم عمرو، أمّ سعد، دختر فاطمه بنت ولید مَخزومی، عائشه، اُم أَبّان و اُمّ عمرو دختران رَمْله بنت شیبه، مریم دختر نائله بنت فَرافصه و أم ولد دختر أمّ النبین[19]. آمنه دختر عفّان و خواهر تنی حضرت عثمان در زمان جاهلیت آرایش‌گر بود و با حکم بن کیسان خدمت‌کار هشام بن مغیره مخزومی ازدواج کرد، حکم در سرّیه عبدالله بن جحس اسیر شد و به مدینه برده شد. در آن‌جا مسلمان شد و همان‌جا ماند تا اين‌كه در سال چهارم بعد از هجرت و در حادثه «بئر معونه» شهید شد. آمنه برخلاف شوهر در مکه و بر کفر خویش ماند. تا اين‌كه در روز فتح مکه، با مادر و دیگر خواهرانش اسلام آورد و همراه هند، دختر عتبه و همسر ابوسفیان، با پیامبر اکرم صلی الله عليه وسلم بیعت نمود که هرگز شرک نورزد، دست به سرقت نزند و مرتکب زنا و فحشا نشود.[20]

برادران مادری آن حضرتس عبارت بودند از: ولید بن عُقْبه بن أبی مُِعیط، عماره بن عقبه و خالد بن عقبه. عقبه، پدر آنان، در روز بدر، از کشته‌ شدگان سپاه کفر بود. بعد از صلح حدیبیّه، ولید همراه برادر خود، عماره، برای پس گرفتن خواهرشان، أُمّ کلثوم که اسلام آورده و به مدینه هجرت کرده بود، به مدینه رفتند، اما رسول الله صلی الله عليه وسلم  از تحویل او به برادرانش امتناع کرد. ولید در روز فتح مکه، اسلام آورد اما اسلام آوردن عماره، دیر صورت گرفت.

خواهران مادری آن حضرت نیز عبارت بودند از: أم کلثوم دختر عقبه بن أبی معیط که در مکه اسلام آورد و هجرت نمود. او اولین زنی است که بعد از مراجعت رسول الله صلی الله عليه وسلم  از حدیبیّه به مدینه، به این شهر هجرت کرد. دیگر خواهران مادری آن حضرتس ام حکیم و هند دختران عقبه بودند.[21]

 

 وصلی الله وسلم علی محمد وعلی آله و اصحابه الی یوم الدین

منبع:کتاب عثمان ابن عفان رضی الله عنه ، تالیف: محمد علی صلابی


 

سایت عصر اســـلام

IslamAgae.Com

------------------------------------------------------

[1]- طبقات ابن سعد (3/53). الاصابة (4/377).

[2]- التمهید والبیان، محمد یحیی الأندلس، ص19.

[3]- الخلاقة الراشدة والدولة الأمویّة، یحیی الایحیی، ص388.

[4]- التمهید و البیان، ص19.

[5]- محمود بن احمد بن موسی العینی، ازعلمای تاریخ، حدیث و فقه بود و صاحب تألیفات بسیار (د. 855 ه‍ ‌) نگا: شذرات الذهب (7/286) و الضوء اللامع (10/131).

[6]- مهلب بن أبی صفره أزدی (د 83 ه‍ ) از امرا و سرداران بنامی بود که در عهد معاویه و در هند نبرد‌های بسیاری) انجام داد. او از جانب ابن زبیر، امارت منطقه جزیره را عهد دار بود و در دوران عبدالملک بن مروان، جنگهای بسیاری میان او و خوارج روی داد. سپس در سال (79 ه‍ ‌) از جانب عبدالملک، امارت خراسان یافت، شهرت او بیشتر به خاطر جنگهای او با خوارج بود. نگا: وفیات الأعیان (5/350). سیرأعلام النبلاء (4/383).

[7]- عمدة القاری شرح صحیح البخاری (16/201).

[8]- سنن البیهقی (7/73) که بنا به قول دکتر عاطف لماضه این خبری حسن است.

[9]- ذوالنورین عثّمان بن عفّان، ص 79.

[10]- الإصابة (4/377).

[11]- عثمان بن عفّان، صادق عرجون، ص45.

[12]- تاریخ الطبری (5/440).

[13]- صفة الصفوة (1/295). صحیح التوثیق فی سیرة و حیاة ذی النورین، ص15.

[14] - تاریخ طبری (5/441). التمهید و البیان فی مقتل الشهید عثمان، ص19. الأمین ذوالنورین محمود شاکر، ص364.

[15] - الأمین ذوالنورین، ص365، التمهید و البیان، ص19.

[16]- سنن ترمذی، کتاب الدعوات:3385.

[17]- سیرأ علام النبلاء (4/253).

[18]- الأمین ذوالنورین، ص369.

[19]- التمهید و البیان، ص20.

[20]- الأمین ذوالنورین، ص346.

[21]- الأمین ذوالنورین، ص354.

 

بازگشت به بالا

بازگشت به نتایج قبل

ارسال به دوستان

چاپ  
 

تبـلیغـا  ت

     

سايت اسلام تيوب

اخبار جهان اسلام

 
 

تبـلیغـا  ت

 

سایت نوار اسلام

دائرة المعارف شبکه اسلامی

 
 

 حـد  یـث

 

رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرموده است:

(أريت في المنام أني أنزع بدلو بكرة على قليب، فجاء أبو بكر فنزع ذنوباً أو ذنوبين نزعاً ضعيفاً والله يغفر له ثم جاء عمربن الخطاب فاستحالت غرباً فلم أر عبقريا يفري فريه حتى روى الناس وضربوا بعطن)
«در خواب دیدم که از چاهی آب می‌کشم؛ آن‌گاه ابوبکر آمد و یک دلو آب از چاه کشید و او، در کشیدن آب ضعیف بود و خداوند، او را می‌بخشد. سپس عمر آمد و دلو را به دست گرفت؛ هیچ پهلوانی سراغ ندارم که همانند او کاری را بدین قوت انجام دهد. عمر چنان آب کشید که همه‌ی مردم و شترانشان سیراب شدند و به استراحت پرداختند»
 مسلم ش 2393 .

 
 

نظرسـنجی

 

آشنایی شما با سایت از چه طریقی بوده است؟


لينك از ساير سايت ها
موتورهاي جستجو
از طريق دوستان